[ 167 ستارهاى بدرخشيد و ماه مجلس شد ]
92 شماره مسلسل 234
ستارهاى بدرخشيد و ماه مجلس شد * دل رميدهء ما را انيس و مونس شد
نگار من كه بمكتب نرفت و خط ننوشت * بغمزه مسئلهآموز صد مدرس شد
طرب سراى محبت كنون شود معمور * كه طاق ابروى يار منش مهندس شد
ببوى او دل بيمار عاشقان چو صبا * فداى عارض نسرين و چشم نرگس شد
بصدر مصطبهام « 1 » مىنشاند اكنون يار * گداى شهر نگه كن كه مير مجلس شد
لب از ترشح مى « 2 » پاك كن براى خدا * كه خاطرم بهزاران گنه موسوس « 3 » شد
كرشمهء تو شرابى بعاشقان پيمود * كه علم بىخبر افتاد و عقل بىحس شد
خيال آبخضر بست و جام كيخسرو « 4 » * بهجرعنوشى سلطان ابو الفوارس « 5 » شد
هامش
( 1 ) سكو ، تخت
( 2 ) آن مى كه قبلا معلوم نيست با چه كسى نوشيدهاى
( 3 ) موسوس يعنى « وسوسهدار »
( 4 ) در پژمان « جام كيخسرو » و در بعضى كتب ديگر « جام اسكندر » نوشته شده كه جام كيخسرو صحيح است و آقاى مرتضوى عقيدهاش اينست كه جام اسكندر صحيح مىباشد .
( 5 ) ابو الفوارس كنيه شاه شجاع بوده و اين غزل را حافظ در مدح وى گفته و چون شاه شجاع درس مرتبى نخوانده و در حقيقت بمكتب نرفته عالم شده است حافظ ازين موضوع در بيت دوم براى ستودن وى . استفاده كرده است ( بعيد است كه شاه شجاع شاهزاده ، مكتب نرفته باشد ) عقيده شخصى من اينست كه غرض حافظ حضرت رسول اكرم صلى اللّه عليه و آله است كه امى بودهاند .