نه به تنها حيوانات و نباتات و جماد * هر چه در عالم امرست بفرمان تو باد
حافظ خسته با خلاص ثناخوان تو شد * لطف عام تو شفابخش ثناخوان تو باد
[ دادگرا فلك ترا جرعهكش پياله باد ]
10 * [ 1 ] شماره مسلسل 152
دادگرا فلك ترا جرعهكش پياله باد * دشمن دلسياه تو غرقه به خون چو لاله باد
ذروهء « 1 » كاخ رفعتت راست ز فرط ارتفاع * راهروان و هم را راه هزارساله باد
زلف سياه پرخمت چشم و چراغ عالمست * جان ز نسيم دولتش در شكن كلاله « 2 » باد
اى مه برج معدلت مقصد كل زادمى * بادهء صاف دائمت در قدح و پياله باد
چون به هواى قامتت زهره شود ترانه ساز * حاسدت از سماع آن همدم آه و ناله باد
نه طبق سپهر و آن قرصه سيم « 3 » و زر كه هست * از لب خوان حشمتت سهلترين نواله باد
دختر فكر بكر من محرم مدحت « 4 » تو شد * مهر چنين عروس را هم بكفت حواله باد
مقصد من در اين غزل حجت بندگى بود * لطف عبيدپرورت شاهد اين قباله باد
حافظ اگر بوصل تو شاد نشد ز هر غمى * در غم هجر روى تو مونس غم چو لاله باد
[ 109 ديريست كه دلدار پيامى نفرستاد ]
11 شماره مسلسل 153
ديريست كه دلدار پيامى نفرستاد * ننوشت كلامى و سلامى نفرستاد
صد نامه فرستادم و آن شاه سواران * پيكى ندوانيد و پيامى نفرستاد
سوى من وحشى صفت عقل رميده * آهو روشى كبكخرامى نفرستاد
دانست كه خواهد شدنم مرغ دل از دست * وز آن خط چون سلسله دامى نفرستاد
فرياد كه آن ساقى شيرينلب سرمست * دانست كه مخمورم و جامى نفرستاد
هامش
( 1 ) بلندى ، بالاى هر چيزى و اوج
( 2 ) زلف پرشكن ، گيسوى مجعد و پيچيده كاكل .
( 3 ) غرض ماه و خورشيد است
( 4 ) آنچه بدان كسى را ستايش كنند .
[ 1 ] پاورقى غزل 10 - غزل فوق را هاشم رضى و پژمان در قسمت قطعات با كسر مقطع ذكر نمودهاند .