حرف خ ( 2 غزل )
[ اى چشمت از خمار سياه و سفيد و سرخ ]
1 * [ 1 ] شماره مسلسل 141
اى چشمت از خمار سياه و سفيد و سرخ * اى دستت از نگار سياه و سفيد و سرخ
گل پيش روى تو بخجالت همىشود * روزى هزار بار سياه و سفيد و سرخ
سازم فداى يكسر مويت گرم بود * روزى هزار بار سياه و سفيد و سرخ
حافظ رديف اين غزل از بهر امتحان * آورد در قطار سياه و سفيد و سرخ
[ 99 دل من در هواى روى فرّخ ]
2 * [ 2 ] شماره مسلسل 142
دل من در هواى روى فرّخ « 1 » * بود آشفته همچون موى فرّخ
بجز هندوى زلفش هيچكس نيست * كه برخوردار شد از روى فرّخ
سياهى نيكبختست آنكه دايم * بود همراز و همزانوى فرّخ
شود چون بيد لرزان سرو آزاد * كه گر بيند قد دلجوى فرّخ
بده ساقى شراب ارغوانى * به ياد نرگس جادوى فرّخ
دو تا شد قامتم همچون كمانى * ز غم پيوسته چون ابروى فرّخ
نسيم مشك تاتارى خجل كرد * شميم موى عنبر بوى فرّخ
اگر ميل دل هركس بجائيست * بود ميل دل من سوى فرّخ
غلام خاطر آنم كه باشد * چو حافظ چاكر هندوى فرّخ
هامش
( 1 ) فرخ بمعنى ميمون و مبارك ، و در اينجا اشاره بشخصى است كه مورد نظر گوينده غزل است .
[ 1 ] پاورقى غزل 1 - اين غزل در يكتائى ديده شده و از حافظ نمىداند ، خلخالى احتمال قوى مىدهد كه از حافظ نباشد و در سودى و قدسى هم نيست .
[ 2 ] پاورقى غزل 2 - هاشم رضى باتكاء عرفات العاشقين نوشته كه اين غزل مال بهاء الدين زنگانى است .