[ 90 اى هدهد صبا به سبا مىفرستمت ]
97 شماره مسلسل 123
اى هدهد « 1 » صبا « 2 » به سبا « 3 » مىفرستمت * بنگر كه از كجا بكجا مىفرستمت
حيفست طايرى چو تو در خاكدان غم * زينجا بآشيان وفا مىفرستمت
در راه عشق مرحلهء قرب و بعد نيست * مىبينمت عيان و دعا مىفرستمت
هر صبح و شام قافلهاى از دعاى خير * در صحبت شمال و صبا مىفرستمت
در روى خود تفرّج صنع خداى كن * كآيينهء خداى نما مىفرستمت
تا لشكر غمت نكند ملك دل خراب * جان عزيز خود بفدا مىفرستمت
هر دم غمى فرست مرا و بگو بناز * كاين تحفه از براى خدا مىفرستمت
اى غايب از نظر كه شدى همنشين دل * مىگويمت دعا و ثنا مىفرستمت
تا مطربان ز شوق منت آگهى دهند * قول و غزل بساز و نوا مىفرستمت
ساقى بيا كه هاتف « 4 » غيبم بمژده گفت * با درد صبر كن كه دوا مىفرستمت
حافظ سرود مجلس ما ذكر خير تست * بشتاب هان كه اسب و قبا مىفرستمت
[ 91 اى غايب از نظر به خدا مىسپارمت ]
98 شماره مسلسل 124
اى غايب از نظر به خدا مىسپارمت * جانم بسوختى و بدل دوست دارمت
تا دامن كفن نكشم زير پاى خاك * باور مكن كه دست ز دامن بدارمت
گر بايدم شدن سوى هاروت بابلى « 5 » * صد گونه ساحرى بكنم تا بيارمت
محراب ابروان بنما تا سحرگهى * دست دعا برآرم و در گردن آرمت
خواهم كه پيش ميرمت اى بىوفا طبيب * بيمار بازپرس كه در انتظارمت
صد جوى آب بستهام از ديده بر كنار * بر بوى « 6 » تخم مهر كه در دل بكارمت
هامش
( 1 ) پيك و چاپار حضرت سليمان
( 2 ) بادى كه از سمت مشرق مىوزد
( 3 ) مقصود شهر « سبا » است
( 4 ) آوازدهنده و فرشتهاى كه از عالم غيب خبر آورد و بانگ زند .
( 5 ) بغزل 7 از حرف الف مراجعه شود - و معتقد بودهاند كه اگر كسى بر سر چاهى برود كه هاروت در آنجا زندانى بوده هاروت وى را تعليم سحر دهد
( 6 ) به اميد