[ 30 زلفش هزار دل به يكى تار مو ببست ]
14 [ 1 ] شماره مسلسل 40
زلفش هزار دل به يكى تار مو ببست * راه هزار چارهگر از چارسو ببست
تا عاشقان ببوى نسيمش دهند جان * بگشود نافهئى و در آرزو ببست
شيدا « 1 » از آن شدم كه نگارم چو ماه نو * ابرو نمود و جلوهگرى كرد و رو ببست
ساقى به چند رنگ مى اندر پياله ريخت * اين نقشها نگر كه چه خوش در كدو ببست
يا رب چه جرم كرد صراحى كه خون خم * با نعرههاى غلغلش اندر گلو ببست
دانا چو ديد بازى اين چرخ حقهباز * هنگامه بازچيد و در گفتگو ببست
مطرب چه نغمه ساخت كه در پرده سماع * بر اهل وجد و حال در هاىوهو ببست
حافظ هر آنكه عشق نورزيد و وصل خواست * احرام « 2 » طوف كعبه دل بىوضو ببست
[ نظر پير مغان موجب عيش و طربست ]
15 * [ 2 ] شماره مسلسل 41
نظر پير مغان موجب عيش و طربست * روضه ميكده را آبوهوائى عجبست
سر ارباب كرم در قدم او اولاست * غير ازين شرح و بيان جرأت ترك ادبست
قصهء جنّت و آوازه بيت المعمور « 3 » * شرحى از جلوه خُمخانه بنت العنبست « 4 »
خاطر عاطر « 5 » ما باده لعلى طلبد * ممسك « 6 » اندر طلب نقره و جذب ذهبست
در ازل بر سر هركس قلمى رفت خموش * كعبه و ميكده و جنّت و دوزخ سببست
گنج بىمار ميسّر نشود قصه مخوان * دولت مصطفوى با لهب « 7 » بولهبست « 8 »
هامش
( 1 ) آشفته و عاشق
( 2 ) احرام بستن يعنى جامه احرام بستن و آهنگ حج كردن است و احرام دو تكه لباس ندوخته است كه يكى را بكمر بندند و يكى را بر دوش اندازند .
( 3 ) خانهآباد
( 4 ) دختر انگور و بمعنى شراب
( 5 ) عطرزننده و خوشبو
( 6 ) خسيس و لئيم
( 7 ) شرار آتش
( 8 ) مقصود ابو لهب است كه حضرت رسول را آزار و اذيت مىكرد .
[ 1 ] پاورقى غزل 14 - در بيت ما قبل مقطع ، آقاى خانلرى ، مطرب چه زخمه ساخت و انجوى ، مطرب چه پرده ساخت نوشتهاند ولى مطرب چه نغمه ساخت در اغلب كتب ديده شده است .
[ 2 ] پاورقى غزل 15 - آقاى يكتائى اين غزل را از حافظ نمىداند ولى نمىگويد از كيست در سودى و قدسى هم نيست ولى خلخالى آن را از حافظ مىداند .