استضعاف يعنى يك عامل برونى موجب ضعف و ناتوانى شخص يا جامعه بشود . مستضعف فرد يا جامعهاى است كه مىتواند قوى باشد . اگر علّت ضعف را بشناسد و از ميان بردارد قوى خواهد شد و ضمنا بايد بداند كه عامل ضعف و ناتوانيش يك عامل برونى است . بايد دشمن را شناخت و از ميان برد .
جهت ديگرى از بحث حقيقى مستضعف اين است كه ضعف و ناتوانى جهات گوناگون مىتواند داشته باشد ، به تعداد جهات روحى و جسمى انسان . تجلّى استضعافهاى روحى و جسمى ممكن است اقتصادى باشد و يا فكرى و يا بيماريهاى جسمى و يا عاطفى . استثمار ، يك نوع استضعاف اقتصادى است ، استحمار ، يك نوع استضعاف فكرى است و استعباد مىتواند يك نوع استضعاف فكرى باشد و مىتواند يك نوع استثمار جبرى باشد . استضعاف در استعباد و استثمار و استحمار و استعمار و . . .
منحصر نمىباشد .
انسان ذاتا براى قوّت و كمال آفريده شده و در همان مسير حركت مىكند اگر عوامل ناتوان كننده فردى و اجتماعى بر طرف شود ، انسان قوّت خويش را باز مىيابد .
4 - آثار وجودى مستضعف چيست ؟ تحقّق دو قطب باسواد و بىسواد ، ثروتمند و فقير ، ناتوان جسمى و توانا ، آزاد و برده و . . . در يك جامعه .
ممكن است استضعاف فكرى به حدّى برسد كه مستضعف حقّ و حدّ خود را همين بداند و زياده را فزون طلبى و باطل بشمارد و حتّى اگر احيانا از فشار دشمن به تنگ آمده نغمهاى دلسوزانه در تنهايى دل بسرايد آن نغمه
شناخت قرآن ( فارسى ) — صفحة 153
مساهمون: الشيخ محمد علي الگرامي القمي
ص١٥٣