تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مناقب العارفين ( فارسى ) — صفحة 973

مساهمون:

ص٩٧٣
را به دايهء خاك پاك خوذ باز داذ و دانهء بدن دانا را در شكم او امانت نهاذه منتظر قيام قيامت موعود مىباشذ

شعر ( هزج )

چون دانه شذ افگنده بر رُست و درختى شذ * اين رمز چو در يا بى افگنده شوى با ما
قدّس اللّه سرّه و أفاض على المحبّين برّه
و بندهء خاكى ارتجالا اين دو رباعى را * گفته بر درِ تربهء مبارك بنوشت

شعر ( رباعى )

عارف چلبى كه رَسْت از قيدِ جهات * در ذات نظر كرد « 11 » و برون شذ ز صفات پس يونسِ روحِ او مثالِ ماهى * از كشتىء تن جَست در آن بحرِ حيات

شعر ( رباعى )

عارف چلبى كه كفو و همتاش نبوذ * در كنجِ جهان چو گنج گنجاش نبوذ از كون و مكان بلا مكان نقل گزيذ * زيرا كه درين منزلِ كن جاش نبوذ
هامش
( 11 ) كرد وBK: كردهZ