تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مناقب العارفين ( فارسى ) — صفحة 88

مساهمون:

ص٨٨
ترك درس مدرسه و تذكير منبر و صدارت مسند كرده به مطالعهء اسرار الواح ارواح مشغول شذند « 2 » ؛ چنانك فرموذ : شعر ( هزج )
عطاردوار دفتر باره بوذم * زَبَردستِ اديبان مىنشستم چو ديذم لوحِ پيشانى ساقى * شذم مست و قلمها را شكستم
( 3 / 13 ) همچنان چون آن صحبت و انقطاع كلّى و خلوت از حدّ گذشت ، كافّهء خلق قونيه به جوش آمذند و محبّان و ياران از سر غيرت و حسد درهم شذند و هيچ كسى را معلوم نبوذ كه او چه كس است و از كجاست ؛ باتّفاق تمام قصد او بزرگ كردند و فترتى عظيم در ميان ياران واقع شذ ؛ همانا كه روز پنجشنبه ، بيست و يكم ماه شوّال لسنة « 10 » اثنين و « 11 » اربعين و ستّمائة ، حضرت مولانا شمس الدين غيبت نموذ ؛ قرب ماهى طلب او كردند ؛ اثرى پيذا نشذ كه چه شذ و به كجا رفت ؛ پس حضرت مولانا فرموذ تا از هندبارى فرجى ساختند و كلاهى از پشم عسلى بر سر نهاذ ؛ و گويند در آن ولايت جامهء هندبارى را اهل عزا مىپوشيذند و قاعدهء قدما آن بوذ ، چنانك درين عهد غاشيه مىپوشند ؛ همچنان پيراهن را نيز پيش باز كرده پوشيذ و كفش و موزهء مولوى در پا كردند « 16 » و دستار را با شكرآويز پيچيذند و فرموذ كه رباب را شش خانه ساختند ؛ چه از قديم العهد رباب عرب چهارسو بوذه و فرموذ : شش گوشهء رباب ما شارح سرّ شش گوشهء عالمست و الف تار رباب مبيّن تألّف ارواح است بالف اللّه . . . . . . . . . .
هامش
( 3 / 13 )Z27 بB26 بK6827 , I , H ; 39 , I , T
( 2 ) شذندZB: شذيمK- - ( 10 ) لسنةZ؛ سنهBK- - ( 11 ) اثنين وZ: ثلثBK( 16 ) كردندZB: مىكردندK