تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مناقب العارفين ( فارسى ) — صفحة 66

مساهمون:

ص٦٦
پيوسته حضرت سيّد ياران را وصيّت مىفرموذ « 1 » كه اگر هيچ طاعتى و عبادتى نتوانيذ كردن ، اللّه اللّه روزه را مهمل مگيريذ « 2 » و هماره « 3 » به تجوّع شكم و توجّع الم حريص باشيذ كه بهتر از روزه داشتن طاعتى نيست و خلاى شكم كلند « 4 » ينابيع حكم است ؛ چه از باطن فاطن انبياء و اولياء ينابيع حكم از بركت جوع و روزه به جوش آمذه است ؛ امّا بتدريج بايذ ؛ و مرد سالك ناسك را به منزل مقصود موصل‌تر از مركب روزه هيچ نيست ؛ و دعوات اهل روزه مستجاب « 7 » و مقبول است ؛ « 6 » و در « 8 » حضرت عزّت اثرهاى عظيم دارذ و كليد خزائن حكمت است ( 2 / 14 ) همچنان از حضرت چلبى عارف قدّس اللّه سرّه « 9 » منقولست كه روزى حضرت سيّد در كنار خندق قيصريه سرمست ساغر الهى گشته ، نشسته بوذ و « 11 » لشكر مغل شهر را غارت مىكردند ؛ از ناگاه مغلى « 10 » مهيب « 12 » شمشير كشيذه بر سر وقت سيّد رسيذه بانگى بر وى زذ كه هاى چه كسى ؟ سيّد فرموذ كه هاى مگو ، چه اگرچه « 13 » صورت مغل پوشيذه امّا بر ما پوشيذه نيستى ، مىدانم كه چه كسى ؛ در حال از اسب فروذ آمذه سر نهاذ ، دمى بنشست و روانه شذ ؛ اصحاب حال از حال او سؤال كردند ؛ فرموذ كه از مستوران قباب . . . . . . . . . .
هامش
( 2 / 14 )Z21 آB20 آK5245 , I , H ; 86 , I , T
( 1 ) مىفرموذZB: كردK- - ( 2 ) مكيريذZK: مكزاريذB- - ( 3 ) ( همارهB: هماناZهمانK- - ( 4 ) كلندK: كنيد ( ! )BكليذZ- - ( 7 ) مستجابZK: + استB- - ( 6 ) مقبولستZ: قبولستBK- - ( 8 ) و درZB: درK- - ( 9 ) قدس . . . سرهZBمنقولستK- - ( 11 ) وZK: -B- - ( 10 ) مغلىB: مغلZK- - ( 12 ) مهيبZK: با هيبتB- - ( 13 ) اكرچهZK: اكرB
مناقب العارفين ( فارسى ) — صفحة 66 | أحمد بن أخي ناطور الأفلاكي