تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مناقب العارفين ( فارسى ) — صفحة 48

مساهمون:

ص٤٨
قيامت در سايهء مولاناى بزرگ خواهيم بوذن ؛ و همه بسبب او به حضرت حق خواهيم رسيذن و همه را خذا براى خاطر مولاناى بزرگ رحمت خواهذ كردن ( 1 / 51 ) منقولست كه عارف ربّانى ، واقف اسرار معانى ، خواجگى گهواره‌گر كه از مريدان و اصل مولاناى بزرگ بوذ رضى اللّه عنه « 5 » ، روزى از شيخ پرسيذ كه هركه شراب خورذ چون « 6 » شوذ ؟ گفت : سگ شوذ ، خوك شوذ ، پوزينه شوذ ؛ پيش سيّد برهان الدين آن حكايت را روايت كرد ؛ فرموذ كه شيخم فتوى داذ كه هر كو چنين شوذ او را حرام باشذ ؛ اگر چنين مىشوى مخور ، و اگر نمىشوى تو آن نباشى شعر ( رمل )
لقمه و نكته‌ست كامل را حلال * تو نهء كامل مخور مىباش لال
« 10 » ( 1 / 52 ) همچنان منقولست كه چون حضرت بهاء ولد از عالم ملك بملكوت سماوات نقل فرموذ حضرت خداونذگار در سنّ بيست و چهار « 13 » سالگى بوذه در سال هفتدهم « 14 » تأهّل كرد « 15 » و بارها در مجمع اصحاب مىگفت كه اگر حضرت مولاناى بزرگ سالى چند مىماند ، من محتاج شمس الدين تبريزى خواستم شذن ؛ چه هر پيغمبرى را از ابو بكرى ناگزيرست و عيسى را حواريون در خور شعر ( رمل )
هر پيمبر اندرين راهِ درست * معجزه بنموذ و همراهان بجست
. . . . . . . . . .
هامش
( 1 / 51 - 52 )Z16 آB16 آK3983 , I , H ; 84 , I , T
( 5 ) عنهZK: -B- - ( 6 ) چونZK: -B- - ( 13 ) بيست و چهارK: چهاردهZB- - ( 14 ) هفتدهمZB: هفتدهK- - ( 15 ) كردZK: كردهB( 10 ) لقمه . . . لال :NMج 1 ، ص 100 / 1621 ؛AM43 / 22