بهاء « 1 » ولد بزرگ شذ و بالغ گشته در انواع علوم و حكم مستثنى و مشار اليه شذ ؛ همانا كه خويشان ماذريش « 2 » اتّفاق كرده مىخواستند كه او را بتخت پاذشاهى نشانند تا همگنان در تحت تصرّف او باشند ؛ حضرت بهاء « 3 » ولد قبول نكرد و اصلا رضا نداذ ؛ روزى در كتبخانهء پذر خوذ درآمذ و « 4 » كتب را مطالعه كردن گرفت ؛ ماذرش ملكهء جهان گفت : مرا بسبب اين علوم و حكم به پذرت داذه بوذند ؛ بهاء ولد بجدّ تمام به تحصيل علوم دينى مشغول شذ و ممارست نموذ و از ممالك جهان بكلّى فارغ گشت
( 1 / 5 ) و گويند كه در خطّهء بلخ سيصذ مفتىء متّقى مستعدّ باسرهم حضرت محمّد « 9 » مصطفى را صلّى اللّه عليه و سلّم شب آذينه بخواب ديذند كه در صحرائى خيمهء بس بزرگ گرفته بوذنذ و مسندى نهاذه و طرّاحه انداخته و حضرت رسول بر آن مسند تكيه زذه بوذ و در پهلوى راست مصطفى بهاء ولد نشسته بوذ ، و باقى علماء و مفتيان دين به دو زانوى ادب از دور « 12 » نشسته بوذند ؛ فرموذ كه بعد اليوم بهاء ولد را سلطان العلماء گويند و چنان خطاب كنند ، على الصباح باتّفاق تمام جميع علماء و مفتيان بلخ مريد و بنده شذند و خواب ايشان را پيشتر از ايشان ؛ آن كريم الشان ، بذيشان بيان كرد و در ديار خراسان مشهور بهاء ولد را سلطان العلماء مىخوانند و معروف بذانست ، و چون ظهور ولايت و كرامت « 17 » بىنهايت سلطان العلماء در اقليم خراسان در تختگاه بلخ شايع شذ و اجتهادات و رياضت و تقوى و ديانت و ورع و صيانت و سلوك
. . . . . . . . . .
هامش
( 1 / 5 )Z4 آB4 آK8 - 9 4 ،I،H؛ 4 ،I،T
( 1 ) بهاءBK: بهاء الدينZ- -
( 2 ) ماذريشBK: ماذرشZ- -
( 3 ) بهاءBK: بهاء الدينZ- -
( 4 ) وB: + آنZK- -
( 9 ) محمدB: -ZK- -
( 12 ) از دورZK: -B- -
( 17 ) كرامتZ: كراماتBK