بديذند كه ملكهء جهان را بحسين خطيبى نكاح كردم ؛ بعد ازين مذكوره از آن اوست ، نعم الختن و العروس
شعر ( رجز )
باذا « 4 » مبارك در جهان سور و عروسيهاى ما * سور و عروسى را خذا ببريذه بر بالاى ما
على الصباح وزير به شاذى تمام برخاست و به خدمت پاذشاه بيامذ تا خواب خوذ را عرضه دارذ ؛ پاذشاه و ملكهء جهان همان ديذه بوذند كه ديذهء وزير ديذهور ديذه بوذ و درين عظمت و ارادت حق همگان حيران مانده ؛ وزير به اجازت پاذشاه به خدمت جلال الدين « 9 » خطيبى آمذ تا قصّهء خواب را بازگويذ ؛ همانا كه جلال الدين خطيبى كيفيت خواب همه را بيان كرد ؛ وزير را اخلاص يكى در هزار شذ و در ان ايّام اجتماع و طنطنهء عظيم كرده حق را به مستحق داذند
( 1 / 3 ) چنان گويند « 13 » كه حضرت حسين خطيبى در ان عنفوان جوانى چنان متبحّر و علّامهء زمان بوذ كه « 14 » مثل رضى الدين نيشاپورى « 15 » و بدر رئوس و شرف عاقلى كه از مشهوران جهانند از جملهء شاگردان او بوذند و دو سه هزار شاگرد مفتى و زاهد صاحب كرامت داشت
( 1 / 4 ) چنان گويند كه بعد از نهم ماه حضرت بهاء ولد بوجود آمذ و بعد از دوسالگى او آنچنان سالكى نقل فرموذ ، و چون مولاناى
. . . . . . . . . .
هامش
( 1 / 3 - 4 )Z3 ب ،B3 ب ،K8 - 9 4 ،I،H؛ 4 ،I،T
( 9 ) الدينZK: -B- -
( 13 ) چنان كويندZ: همچنان منقول استBK- -
( 14 ) كهZK: -B- -
( 4 ) باذا . . . بالاى ما : ديوان كبير ، ج 1 ، ص 26
( 15 ) رضى الدين نيشاپورى ؛ مدّاح طمغاج خان سمرقندى بود و در سال 598 ه / 1202 م فوت شد ( ر . ك . بهOI، ص 432 ، نمرهء 746 )