داشت و خود را خليفه نخواند و سكه و خطبه را به نام خود نكرد و علمهاى بزرگ را دگرگون ننمود تا از كار ابو يزيد بپرداخت .
بقيهء اخبار ابو يزيد و كشته شدن او
چون القائم بمرد ابو يزيد همچنان در كار محاصرهء سوسه بود . مردم شهر را اين محاصره سخت در رنج افكنده بود . چون اسماعيل المنصور به خلافت رسيد نخستين اقدامش آن بود كه از راه دريا براى جنگجويان مدد فرستد . به سردارى يعقوب بن اسحاق و رشيق الكاتب كشتيهايى پر از امتعه و آذوقه روان فرمود . و خود از پى آنها در حركت آمد . اصحابش اشارت كردند كه باز گردد . كشتيها به سوسه رسيد و مردان جنگى بيرون آمدند و با سپاه سوسه همدست شدند و ابو يزيد شكست خورده بگريخت و لشكرگاهش به غارت رفت و به آتش كشيده شد .
ابو يزيد خود را به قيروان رسانيد ولى مردم نگذاشتند به شهر در آيد و بر عاملش بشوريدند او نيز از شهر بيرون شد و به ابو يزيد پيوست . ابو يزيد در آخر شوال سال 334 به سبيبه كوچ كرد . اسماعيل المنصور به قيروان آمد و مردم را امان داد . حرم ابو يزيد و - فرزندان او را نكشت بلكه برايشان راتبهاى مقرر كرد . و آنگاه گروهى از سپاهيان خود را به كشف خبر ابو يزيد فرستاد ، از آن سوى نيز به همين مقصود گروهى بيامدند . دو گروه بر هم زدند و گروه اسماعيل المنصور شكست خورد و ابو يزيد نيرو گرفت و بار ديگر خلقى بر او گرد آمدند . ابو يزيد عازم قيروان شد ، اسماعيل المنصور بر گرد لشكرگاه خود خندق كند .
در نخستين روز نبرد پيروزى با منصور بود روز ديگر كه جنگ در گرفت سپاه منصور بگريخت و منصور خود [ با بيست تن ] پايدار بر جاى بماند [ چنان كه ابو يزيد كارى از پيش نتوانست برد ] . ياران منصور كه از راه مهديه وسوسه مىگريختند ، چون خبر يافتند باز گشتند .
ابو يزيد كه اين پايدارى بديد در اواخر ذى القعده از آنجا كوچ كرد و پس از چندى باز گرديد و جنگ در پيوست . در همان حال گروههايى از سپاهيانش را براى راهزنى قوافل به راه مهديه وسوسه فرستاد .
ابو يزيد نزد منصور كس فرستاد و خواستار باز گرداندن زن و فرزندش گرديد . [ و سوگند خورد كه اگر آنان را نزد او فرستد به شرط امان سر به فرمان نهد ] منصور آنان را بفرستاد . چون رسيدند ، سوگند خود بشكست و در پنجم محرم سال 335 جنگ را از سر - گرفت . منصور نيز در نيمهء محرم سپاه خود را تعبيه داد . بربرها را در ميمنه و كتامه را در - ميسره قرار دارد و خود و يارانش در قلب سپاه ايستادند . ابو يزيد به ميمنه حملهاى كرد و آن را منهزم ساخت . سپس بر قلب تاخت و با منصور رو بر رو شد . جنگ سخت گرديد .
سپاه منصور چون تن واحد حمله آورد . ابو يزيد شكست خورد و بنه و لشكرگاه خود بگذاشت .