تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ابن خلدون ( فارسي ) — صفحة 652

مساهمون:

ص٦٥٢
را رحمت كناد .

حركت عضد الدوله به عراق و هزيمت بختيار

چون ركن الدوله وفات كرد عضد الدوله پس از او به پادشاهى رسيد . بختيار و ابن بقيه به احكام اطراف ، چون برادرش فخر الدوله و حسنويهء كرد و غير ايشان مكاتبه مىكردند و آنان را به اتحاد عليه عضد الدوله بر مىانگيختند . اين امر عضد الدوله را به تصرف عراق وا داشت و بدين عزم در حركت آمد . بختيار براى دفاع در برابر او به واسط آمد . ابن بقيه اشارت كرد كه تا اهواز پيش رود . در ماه ذو القعدهء سال 366 ميان دو سپاه نبرد افتاد . بعضى از سپاهيان بختيار به عضد الدوله پيوستند و بختيار منهزم شده به واسط پس نشست . و پرده‌سرا و هر چه بر جاى نهاده بود به غارت رفت . ابن شاهين اموال و سلاح نزد بختيار به هديه فرستاد و بختيار نزد او به بطيحه رفت . بختيار از بطيحه به واسط رفت . مردم بصره دو دسته شدند . قبايل مضر به عضد الدوله گرويدند و قبايل ربيعه به بختيار . چون بختيار شكست خورد مضريان شادمان شدند و به عضد الدوله نامه نوشتند و سپاهى به يارىاش گسيل داشتند و بر بصره مستولى گرديدند . بختيار در واسط ماند و تا عضد الدوله را خوشدل ساخته باشد ، ابن بقيه را به سبب خودكامگى و تصرفش در اموال بگرفت و به حبس فرستاد . آنگاه ميان بختيار و عضد الدوله رسولان به آمد و شد پرداختند ولى بختيار در امضاى عقد صلح در ترديد بود . چون حسنويهء كرد هزار سوار به يارى او فرستاد تصميم به جنگ گرفت . ولى بار ديگر از جنگ منصرف شد و به بغداد رفت و در آنجا بماند . پسران حسنويه نيز نزد پدرشان باز گرديدند . عضد الدوله به بصره رفت و ميان ربيعه و مضر آشتى افكند . صد و بيست سال بود كه آن دو قبيله با يك ديگر اختلاف داشتند .

به خوارى افتادن ابو الفتح بن عميد

عضد الدوله از مقامى كه ابو الفتح بن عميد نزد بختيار در بغداد يافته بود و از آميزش او با بختيار ناخشنود بود . ابو الفتح بن عميد را قصد آن بود كه پس از وفات ركن الدوله به بغداد بازگردد . گذشته از اين همواره براى بختيار نامه‌هايى مىنوشت و او را از احوال عضد الدوله و پدرش خبر مىداد . عضد الدوله را در دستگاه بختيار جاسوسى بود كه از اين گونه روابط ميان ابن عميد و بختيار ، عضد الدوله را آگاه مىكرد . چون عضد الدوله بعد از پدر پادشاهى يافت به برادرش فخر الدوله كه در رى بود نوشت كه ابو الفتح بن عميد را با همهء زن و فرزند و اصحابش دستگير كند و اموالش را بستاند و آثارش بزدايد . همواره ابو الفضل بن عميد چون در چهرهء پسرش ابو الفتح آثار مخالفت و انكار مىديد او را از عواقب كارش بيم مىداد .