تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ابن خلدون ( فارسي ) — صفحة 628

مساهمون:

ص٦٢٨
معز الدوله و لشكريان او تعلق گرفت . آنچه خليفه را نياز مىافتاد با اجازهء معز الدوله به او مىدادند . در واقع او جز تخت و منبر و سكه و مهر نهادن برنامه‌ها و حواله‌ها و ملاقات با هيئتهايى كه از اطراف مىآمدند و مشتى عناوين و القاب تحيت آميز هيچ نداشت . در دولت آل بويه و سلجوقيان كسانى را كه زمام ملك را به دست داشتند سلطان مىگفتند و در اين عنوان هيچ كس با آنان شركت نداشت و لوازم پادشاهى و قدرت و ابهت و عزت و تصرف در امور از امر و نهى همه از آن سلطان بود و خليفه را از آنها بهره‌اى نبود . خلافت براى بنى عباس لفظى بود بدون معنى . چون معز الدوله اين مرتبت يافت ، بر حسب عادت لشكريان او خواستار ارزاق بيشتر شدند . معز الدوله مجبور شد بر كالاها ماليات ببندد و دست به اموال مردم دراز كند . او همهء املاك و قرا را به سپاهيان اقطاع داد و دست عمال را كوتاه كرد ، پس ديوانها باطل شد . زيرا از ديه‌ها آنچه در دست سرداران و رؤسا بود به سبب قدرت و نفوذشان كس را ياراى مطالبهء خراج نبود و ، آنچه در دست زير دستان ايشان بود ، در اثر ستم و مصادره‌ها و مطالبهء ظالمانهء خراج و عدم توجه به پلها و تقسيم عادلانهء آب همه ويران شده بود . و چون ديه‌ها و املاك بدين روز مىافتادند ، جاى ديگر را به صاحبانش مىدادند و آن نيز همانند ديه نخستين ويران مىگرديد . پس معز الدوله به جمع آورى ماليات از كالا پرداخت . اين امر نيز سود بخش نيفتاد و او از ذخيرهء اموال براى روزهاى سختى عاجز آمد . معز الدوله براى آنكه قوم خود يعنى ديلمها را گوشمال دهد و خود را در برابر ايشان نيرومند سازد به گرد آورى غلامان ترك پرداخت و ايشان را به اقطاع و ارزاق داد . اين كار رشك قوم را برانگيخت تا كار به منافرت كشيد و آن پيش آمد كه سرنوشت همهء دولتهاست .

آمدن پسر حمدان به بغداد و انهزام او در برابر معز الدوله

چون خبر استيلاى معز الدوله بر بغداد و خلع كردن المستكفى باللّه به ناصر الدولة بن - حمدان رسيد سخت به خشم آمد و در ماه شعبان سال 334 ، از موصل آهنگ بغداد نمود . معز الدوله سپاه خود را به مقابله فرستاد . ناصر الدوله در عكبرا بر لشكر معز الدوله ضربتى سخت وارد آورد . سپس معز الدوله خود به دفاع بيرون آمد . المطيع للّه نيز با او بود . ابن شيرزاد نيز به ناصر الدوله پيوست و او را بر انگيخت كه به بغداد رود . معز الدوله به تكريت حمله كرد و آنجا را تاراج نمود و هر دو سپاه به شتاب به بغداد وارد شدند . معز الدوله و المطيع للّه در جانب شرقى بودند و ناصر الدوله در جانب غربى . راه آذوقه بر لشكر معز الدوله بسته شد و قيمتها بالا رفت و خواربار نقصان گرفت و چون هيچ راهى در پيش نداشت به اهواز باز پس آمد و وزير خود ابو جعفر صيمرى را فرمان داد كه از آب بگذرد و با ناصر الدوله مصاف دهد . در اين نبرد صيمرى پيروز گرديد و ديلم را اموالى بسيار به چنگ افتاد و مركبهاى