خليفه المتقى للّه به موصل گريختند ولى توزون با آنان نرفت . سپاهيان ابن البريدى بغداد را غارت كردند . المتقى للّه نزد ناصر الدولة بن حمدان كس فرستاد و از او يارى خواست . در ديدارى كه ميان ناصر الدولة بن حمدان و ابن رائق حاصل شد ، ناصر الدوله ، ابن رائق را بگرفت و بكشت . از آن پس المتقى للّه ناصر الدوله را مقام امير الامرايى داد و با او آهنگ بغداد نمود . چون المتقى للّه و ناصر الدوله به بغداد آمدند ابو الحسين البريدى بگريخت و به واسط رفت . توزون رياست شرطه يافت . ابو الحسين البريدى بار ديگر لشكر خود بسيج كرده به بغداد تاخت . در نبردى كه ميان او و سيف الدوله روى داد سيف الدوله شكست خورد و تا نزد برادر خود ناصر الدوله واپس نشست . ناصر الدوله در مداين درنگ كرد . سيف الدوله كه تن و توشى يافته به جنگ ابو الحسين البريدى باز گرديد و او را شكست داد و واسط را از او بستد .
سيف الدوله در واسط ماند تا بسيج سپاه كرده به بصره رود . ناصر الدوله همراه ابو عبد اللّه الكوفى براى او مالى فرستاد . تركان براى گرفتن آن مال بانگ و خروش كردند ، سردسته آشوبگران توزون بود . سيف الدوله از اين شورشگران به بغداد گريخت و تركان در پى او بودند . برادرش ناصر الدوله از بغداد به موصل رفته بود ، سيف الدوله نيز از پى او روان شد .
توزون به بغداد آمد و مقام امير الامرايى يافت .
آنگاه المتقى للّه از توزون بيمناك شد و منتظر حركت او به واسط بود براى نبرد با بريدى .
خليفه اين فرصت مغتنم شمرده در سال 331 به موصل رفت .
معز الدولة بن بويه در اثناى اين احوال در اهواز بود و همچنان چشم به راه حوادث بغداد و كارهاى خليفه ، و مىخواست به يك حمله كار بغداد را يكسره كند ، و برادرش عماد الدوله در فارس اقامت داشت و ركن الدوله حكومت اصفهان و رى داشت .
چون خليفه از رقه نزد توزون رفت توزون او را خلع كرد و چشمانش را ميل كشيد و المستكفى باللّه را به جاى او نشاند . و ما اين اخبار را پيش از اين مفصلا در اخبار دولت عباسيان آورديم . اكنون از آن ياد كرديم تا زمينهء استيلاى آل بويه بر بغداد و تسلط آنان بر مقام خلافت را روشن كرده باشيم .
معز الدوله در سال 333 لشكر به واسط برد . توزون و المستكفى باللّه لشكر به دفع او فرستادند . پس معز الدوله از واسط به اهواز رفت .
استيلاى معز الدولة بن بويه بن بر بغداد و اندراج احكام خلافت در سلطنت او
در آغاز سال 334 توزون بمرد و تركان ، ابن شيرزاد را بر خود رياست دادند و المستكفى باللّه مقام امير الامرايى را به او داد . چون شمار لشكريان افزون شده بود ، درآمدها تكافوى هزينهها را نمىكرد ، پس بر عمال و دبيران و بازرگانان سخت گرفت . اين امر سبب شد كه دست تطاول بر اموال رعايا گشوده شود و ستم همه جا را فرا گيرد و دزدى بسيار شود و