اينك او را به حركت به ناحيهء جبل و باز پس گرفتن آن از دست ركن الدوله تحريض مىكرد .
او خود نيز به اهواز مىرفت تا آن را از معز الدوله بستاند . و بدين منظور از بجكم يارى خواست . بجكم پانصد مرد جنگى به يارىاش فرستاد .
بجكم به حلوان رفت و در انتظار حملهء ابن البريدى به اهواز بود . ولى ابن البريدى در انتظار آن بود كه بجكم از بغداد دور شود ، سپس او به بغداد حمله آرد . بجكم از اين خدعه خبر يافت و به بغداد بازگرديد . آنگاه به واسط راند و آنجا را از ابن البريدى بستد . اين وقايع در سال 328 اتفاق افتاد .
در اين احوال المتقى للّه به خلافت نشست . دورهء او دورهء ضعف دولت عباسى بود .
چنان كه بيم آن مىرفت كه يكباره متلاشى شود .
ابو عبد اللّه البريدى سپاهى از بصره به مذار [ 1 ] فرستاد . بجكم نيز لشكرى به سردارى توزون به مقابله گسيل داشت . توزون نخست منهزم شد . و از بجكم خواست كه به يارى او آيد . بجكم از واسط به يارى او رفت . در راه خبر شنيد كه توزون ، بر خصم غلبه يافته و دشمن را شكست داده است . بجكم كه از سوى دشمن خاطرش آسوده شده بود در آن نواحى به شكار پرداخت . چون از لشكر دور افتاد چند تن از كردان به انتقام خون يكى از يارانشان او را كشتند . يارانش متفرق شدند و جماعتى از تركان به سركردگى توزون خود را به شام رسانيدند . و باقى نيز به سردارى تكنيك [ 2 ] غلام بجكم به بغداد رفتند .
چون بجكم كشته شد ديلميان ، پيلسوار [ 3 ] بن مالك [ 4 ] بن مسافر بن سالار صاحب شميران و طارم را بر خود امير ساختند . اين سالار كه جد او بود مرداويج را به كشتن اسفار برانگيخته بود و پسرش محمد بن مسافر بن سالار آذربايجان را گرفته بود و در آنجا صاحب دولتى شده بود . چون ميان ترك و ديلم خلاف افتاد پيلسوار به دست تركان كشته شد . ديلم گور - تكين را به جاى او بر خود امير ساختند و به ابن البريدى پيوستند و همراه او روانهء بغداد شدند . سپس با او دل بد كردند و با تركان دست به هم داده در طرد او كوشيدند . بريدى و برادر و پسرش ابو القاسم و اصحابشان به واسط گريختند . چون بريدى گريخت گورتكين بر امور بغداد مستولى شد و مقام امير الامرايى را فرا چنگ آورد . سپس توزون از شام ابن رائق را بياورد .
گورتكين و ديلم را ياراى ايستادگى نبود ، منهزم شدند و بيشترشان طعمهء تيغ گرديدند . پس از شكست گورتكين در سال 330 رائق بر مسند امير الامرايى بغداد قرار گرفت .
در اين فترت بعد از بجكم ، ابن البريدى بر واسط مستولى گرديده بود . ابن رائق نزد او كس فرستاد و تا دلجويىاش كند گفت كه او را وزارت داده است . ابن البريدى ابو عبد اللّه بن شيرزاد را به جاى خود نهاد و عازم بغداد گرديد . چون ابن رائق اين خبر بشنيد خود و
هامش
[ ( 1 ) ] متن : واسط
[ ( 2 ) ] متن : يكسك
[ ( 3 ) ] متن : اسوار
[ ( 4 ) ] متن : ملك .