تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ابن خلدون ( فارسي ) — صفحة 500

مساهمون:

ص٥٠٠
شميلان محاصره كرد . [ رافع از دژ شميلان به دژ درك پناه برد . منصور شميلان را ويران نمود و به دژ درك رفت . منصور دژ درك را در محاصره گرفت . همهء اموال و اولاد ايشان در اين دژ بود . احمد بن عبد الرزاق از منصور امان خواست . ولى برادرش رافع بسيارى از اموال و جواهر را در فرشهايى پيچيد و از قلعه فرو افكند . سپس خود و جماعتى فرود آمدند و آن اموال برگرفتند ] [ 1 ] و در كوهها پراكنده شدند . منصور نيز هر چه در قلعه باقى مانده بود تاراج كرد و زن و فرزند محمد بن عبد الرزاق را برگرفت و به بخارا برد و در آنجا به بند كشيد . چون محمد بن عبد الرزاق به ركن الدوله رسيد ، ركن الدوله او را عطاياى بسيار داد . و به نبرد مرزبان به آذربايجانش روانه نمود .

استيلاى ركن الدولة بن بويه بر طبرستان و جرجان و رفتن لشكرها به جرجان و صلح با حسن بن فيروزان

چون اوضاع خراسان پريشان شد ، ركن الدولة بن بويه و حسن بن فيروزان دست اتفاق به يك ديگر دادند و آهنگ بلاد وشمگير كردند و او را مغلوب كردند و ركن الدوله طبرستان را تصرف كرد . سپس به جرجان رفت و جرجان را نيز بگرفت ، سرداران لشكر وشمگير همه از ركن الدوله امان خواستند او نيز همه را امان داد . وشمگير به خراسان رفت تا از سپهسالار خراسان مدد گيرد . منصور بن قراتكين با سپاهيان خراسان به جرجان آمد . حسن بن فيروزان در جرجان بود ، منصور از حسن بن فيروزان گروگان خواست و او پسرش را نزد او گروگان نهاد . سپس از جانب امير نوح چيزهايى شنيد كه سبب اضطراب خاطر او گرديد . پس پسر حسن بن فيروزان را كه به گروگان گرفته بود به او بازگردانيد و به نيشابور بازگشت و حسن [ 2 ] در زوزن [ 3 ] ماند و وشمگير به جرجان رفت .

حركت منصور بن قراتكين به رى و بازگشتن او

منصور بن قراتكين سپهسالار خراسان در سال 339 [ 4 ] به فرمان امير نوح به رى آمد . زيرا ركن الدولة بن بويه در نواحى فارس بود . منصور بيامد و بر رى و ناحيهء جبل تا قرميسين مستولى شد . [ چون خبر به ركن الدوله كه در فارس بود رسيد ، معز الدوله برادر خود را فرمان داد كه لشكرى فرستد تا آنان را از نواحى مجاور عراق دفع كند . معز الدوله نيز سپاهى به سردارى سبكتكين حاجب فرستاد . او نيز برفت و خراسانيان را براند و سردارشان بجكم خمار تكينى را اسير كرد و با اسيران نزد معز الدوله فرستاد ، او نيز
هامش
[ ( 1 ) ] افزودگى از ابن اثير . وقايع سال 336 [ ( 2 ) ] متن : وشمگير . [ ( 3 ) ] متن : ارزن [ ( 4 ) ] متن : 389 .