تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ابن خلدون ( فارسي ) — صفحة 426

مساهمون:

ص٤٢٦
مصر فرستاد . او ابو خالد كنيه داشت . در ايام او علويان را در مصر از سوار شدن بر اسب و گرفتن بردگان منع كردند . منتصر در شوال سال 247 يزيد بن عبد اللّه را در امارت مصر برقرار داشت . سپس در ماه ربيع الاول سال 253 پس از ده سال كه از امارتش رفته بود عزلش كرد و المعتز باللّه به جاى او احمد بن مزاحم بن خاقان بن عرطوج [ 1 ] التركى را فرستاد . امارت او در ماه ربيع الاول سال 254 بود . او ارخوز [ 2 ] بن اوبوغ طرخان را در مصر به جاى خود نهاد . ارخوز مدت پنج ماه در آن مقام ببود . وى در رمضان سال 254 به قصد حج از مصر بيرون آمد ، و احمد بن طولون را به جاى خود نهاد . كار احمد بن طولون در مصر بالا گرفت و او خود و فرزندانش در آن سرزمين تشكيل دولتى دادند . و ما در اخبار ايشان خواهيم آورد .

خبر از دولت احمد بن طولون در مصر و فرزندان و موالى او بنى طغج و آغاز كارشان و سرانجام احوالشان

ابن سعيد گويد : و او از كتاب ابن الدايه در اخبار بنى طولون آورده است كه : طولون پدر احمد از قبيلهء طغزغز بود و ايشان از تاتاراند . نوح بن اسد سامانى امير بخارا بابت وظيفه‌اى كه به عهده گرفته بود او را با اموال و بردگان و اسبان نزد مأمون فرستاد . در سال 220 طولون از كنيزى به نام ناسم صاحب فرزندى شد و او را احمد ناميد . طولون در سال 240 بمرد و پرورش احمد را رفقاى طولون در دار الملك به عهده گرفتند تا صاحب مرتبتى شد و به خدمت سلطان پرداخت و نامش بر زبانها افتاد و نزد اولياى دولت شناخته آمد و سرآمد اقران و همگان خود گرديد و در صيانت نفس و ديندارى و امانتدارى در اسرار و اموال و نواميس بلند آوازه گرديد . طولون همواره تركان را از حيث خرد تحقير مىكرد و مىگفت اينان در خور مقامات و مراتب بلند نيستند . طولون خود جهاد را دوست مىداشت و از احمد بن محمد بن خاقان [ 3 ] خواست كه از وزير عبد اللّه [ بن يحيى بن خاقان ] بخواهد تا ارزاق آنان را به ثغور حوالت كند تا به مرز روند و در آنجا به عنوان مجاهد بمانند . پس طولون به طرسوس رفت ، در آنجا از روشى كه مردم را در نفى منكر و اقامه حق بود ، وى را خوش آمد و دل بر طلب آموختن حديث نهاد . سپس به بغداد باز گرديد ، در حالى كه از علم و دين و سياست توشه‌اى بزرگ اندوخته بود . چون تركان بر المستعين بشوريدند و با المعتز بيعت كردند و المستعين خلع و به واسط تبعيد گرديد ، احمد بن طولون بر او موكل بود . احمد با خليفهء مخلوع به نيكى رفتار كرد و بر او تنگ نگرفت و احمد بن محمد الواسطى را كه مردى خوش صحبت و شوخ طبع بود روزها ملازم او قرار
هامش
[ ( 1 ) ] متن : غرطوج [ ( 2 ) ] متن : ازجور [ ( 3 ) ] متن : محمد بن احمد خاقان .