مذيخره [ 1 ] : نزديك صنعا است . آن را جعفر از موالى بنى زياد سلطان يمن بنا نهاده است .
مخلاف جعفر به دو منسوب است .
عدن لاعه : در كنار مذيخره است . نخستين جايى از يمن است كه دعوت شيعه در آن آغاز شد . محمد بن الفضل الداعى از آنجا بود . ابو عبد اللّه الشيعى صاحب دعوت در مغرب ، به آنجا آمد و على بن محمد الصليحى به هنگام كودكى ، در آنجا درس خوانده بود . عدن لاعه مركز دعوت در يمن بود . محمد بن المفضل در عهد ابو الجيش بن زياد و اسعد بن يعفر داعى يمن بود .
بيجان : عماره آن را از مخاليف جبلى ياد كرده . نستوان ( ؟ ) بن سعيد القحطانى آن را تصرف كرد .
تعز : از مهمترين دژهاى ناحيه جبل است مشرف بر تهامه . همواره حصن ملوك بوده است . امروز كرسى بنى رسول است و در شمار شهرهاست . از ملوك يمن منصور بن المفضل - بن ابى البركات و بنى المظفر در آنجا بودند . منصور آن را از پدر به ارث برد سپس يك يك دژهايش را به الداعى بن المظفر و الداعى الزريعى بفروخت و جز اين دژ هيچ به دستش نماند . على بن مهدى آن را از وى بستد .
دژ اشيح : از بزرگترين دژهاى جبال است . خزاين بنى المظفر از صليحيان در آنجاست .
در عهد مكرم پسر عمش صاحب ذى جبله ، از آن او شد و المستنصر باللّه او را عهده دار دعوت نمود و در سال 486 بمرد . پسرش على بر دژ اشيح غلبه يافت ، و اين امر بر مفضل گران آمد ، پس حيلتى انديشيد و او را زهر خورانيد و بكشت . دژهاى بنى المظفر به بنى ابى البركات رسيد . چون مفضل مرد پسرش منصور جانشين او شد . او پس از چندى متصرفات پدر را از دست بداد و همهء دژها را يكى پس از ديگرى بفروخت . او دژ ذى جبله را به الداعى الزريعى صاحب عدن به صد هزار دينار فروخت ، همچنين دژ صبر [ 2 ] را - با آنكه سوگند خورده بود كه اگر آن را از دست بدهد زنش مطلقه باشد - بفروخت و زنش حره مطلقه شد . آن زن را زريعى بگرفت ، او را عمرى دراز بود ، چنان كه در بيست سالگى به امارت رسيد و هشتاد سال حكمروايى كرد . باقى متصرفاتش را على بن مهدى از او بستد .
صعده : مملكت صعده در كنار مملكت صنعا است در جانب شرقى آن و اين مملكت را سه مركز است : صعده و جبل قطابه و دژ تلا ، و نيز دژهاى ديگر . همه به نام بنى الرسى معروف است - كه ذكر آن گذشت - اما دژ تلا ، از آنجا موطئ كسى كه امامت زيديه را به بنى الرضا باز گردانيد ، ظهور كرده است . البته اين بعد از آن بود كه بنى سليمان بر تلا مستولى شدند و او در جبل قطابه مأوى گرفت . سپس با احمد الموطئ در سال 645 بيعت شد . او مردى فقيه
هامش
[ ( 1 ) ] متن : ديحره
[ ( 2 ) ] متن : صنبر .