تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ابن خلدون ( فارسي ) — صفحة 220

مساهمون:

ص٢٢٠
آمدند و بار ديگر به بنى اميه روى آوردند و با عبد الرحمان بن هشام المستظهر ، سپس با محمد بن عبد الرحمان المستكفى بيعت كردند . قاسم المأمون و بربرهايى كه همراه او بودند به ربضها پناه بردند و از آنجا با مردم به نبرد پرداختند و پنجاه روز شهر را در محاصره گرفتند . و چون مردم قرطبه همگان به دفاع از شهر مصمم شدند ، جمع بربرها پراكنده گرديد . اين واقعه در سال 414 اتفاق افتاد . قاسم المأمون به اشبيليه رفت . پسرش محمد و نيز محمد بن زيرى از رجال بربر در آنجا بودند . محمد بن اسماعيل بن عباد ، محمد بن زيرى را به طمع حكومت انداخت و او را واداشت تا قاسم را به شهر راه ندهند . او نيز چنين كرد و پسرش را نيز از شهر براند و نزد پدر فرستاد و شهر را در ضبط آورد . ابن عباد پس از اين بر محمد بن زيرى سخت گرفت و او را اخراج كرد . قاسم به شريش رفت و بربرهايى كه همراه او بودند از او جدا شدند و به يحيى المعتقلى برادرزادهء قاسم پيوستند و در سال 415 با او بيعت نمودند . يحيى المعتلى لشكر بر سر عم خود قاسم كشيد و در شريش با او مصاف داد و بر او غلبه يافت و اسيرش كرد . قاسم همچنان در نزد او و برادرش ادريس اسير بود تا در سال 427 در زندان مالقه بمرد . چون يحيى المعتلى در حكومت خود استقلالى يافت محمد و حسن پسران عم خود قاسم المأمون را نيز در جزيرة الخضراء در بند نمود و ابو الحجاج از مغربيان را بر آنان موكل ساخت و آن دو همچنان در بند بماندند . آنگاه مردم قرطبه المستكفى را خلع كردند و سر به اطاعت المعتلى نهادند . او نيز عبد الرحمان بن عطاف اليفرنى را كه از رجال بربر بود بر آنان امارت داد . المستكفى به ناحيهء ثغر گريخت و در شهر سالم هلاك شد . در سال 417 مردم قرطبه سر از طاعت بر تافتند و عبد الرحمان بن عطاف را براندند و با [ هشام بن محمد ] المعتد برادر المرتضى بيعت كردند . آنگاه او را نيز خلع كردند و حكومت قرطبه به دست جهور بن محمد افتاد و ما در اخبار ملوك الطوائف از او ياد خواهيم كرد . يحيى المعتلى همچنان در پى دست يافتن به قرطبه بود و گاهگاهى سپاهى بسيج مىكرد و كر و فرى مىنمود تا آنگاه جماعاتى از بربر متفق شدند و چند شهر و دژ را به او تسليم كردند . اين امر سبب افزون شدن قدرت او گرديد . محمد بن عبد اللّه البرزالى نيز او را يارى داد و به قرمونه فرود آمد و به محاصرهء محمد بن اسماعيل بن عباد به اشبيليه رفت . آنگاه در سال 426 ابن عباد ، برزالى را به قتل او اغوا كرد تا روزى كه براى راندن سوارانى كه از سوى ابن عباد براى حمله به لشكرگاه او در قرمونه مىآمدند بر اسب نشست و براند . كسانى در كمين او نشسته بودند ، اسبش سكندرى رفت و او را بر زمين زد ؛ آنان كه كمين گرفته بودند او را بكشتند . محمد بن عبد اللّه البرزالى عهده دار قتل او شد . با