تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ابن خلدون ( فارسي ) — صفحة 219

مساهمون:

ص٢١٩
اواخر سال 420 به قرطبه آمد . پس از اندك درنگى به سال 422 سپاهيان وى را خلع كردند . او به لارده گريخت و در سال 428 در آنجا بمرد . با مرگ او دولت اموى منقطع گرديد . و اللّه غالب على امره .

خبر از بنى حمود در اندلس

در زمرهء ياران سليمان ابن الحكم المستعين از بربرها و مغربيان دو برادر بودند از فرزندان عمر بن ادريس ، به نام قاسم و على پسران حمود بن ميمون بن احمد بن عبيد اللّه بن عمر [ بن ادريس بن عبد اللّه بن الحسن بن الحسن بن على بن ابى طالب ] . اين خاندان در ميان بربرها در غماره مىزيستند و رياست در ميان بنى محمد و بنى عمر از فرزندان ادريس بود و بربرها را به سبب اين نسب با آنان مهر و الفتى بود . قاسم و على پسران حمود با بربرها از دريا گذشتند و به اندلس آمدند . المستعين آن دو را بر سرزمينهاى بربر امارت داد : على را به طنجه و سبته فرستاد و قاسم را كه از على بزرگتر بود امارت جزيرة الخضراء داد . مغربيان و بربرها همچنانكه گفتيم به فرزندان ادريس كه پيش از اين دولتى در مغرب داشتند ارادت مىورزيدند . على بن حمود دولتش پا گرفت و قدرتش افزون شد ولى پس از دو سال كه از فرمانروايىاش گذشته بود در سال 408 به دست صقلابيان در حمام به قتل رسيد . چون على بن حمود كشته شد برادرش قاسم جاى او بگرفت و به المأمون ملقب گرديد . پس از چهار سال كه از امارتش گذشته بود ، يحيى پسر برادرش على بن حمود در سبته مخالفت آغاز كرد . او امير غرب و وليعهد پدر خود بود . در سال 410 بربرهايى كه پيرو او بودند از اندلس برايش مالى فرستادند و نيز مردانى به يارىاش روان داشتند . يحيى بن على به مالقه عزيمت كرد . برادرش ادريس بن على از زمان پدرشان در مالقه بود . زاوى بن زيرى ، عميد بربرها نيز از غرناطه به دو پيوست . يحيى بن على به قرطبه در آمد و در سال 412 شهر را بگرفت و به المعتلى ملقب گرديد . يحيى ، ابو بكر بن ذكوان را به وزارت خويش برگزيد . قاسم بن حمود المأمون به اشبيليه گريخت . در آنجا قاضى محمد بن اسماعيل بن عباد با او بيعت كرد و توانست بار ديگر جماعتى از بربرها را با خود يار و سپاهى بسيج كند و به سوى يحيى بن على پسر برادر خود - در سال 413 - به قرطبه آيد . چون قاسم المأمون از مالقه بيرون آمد يحيى المعتلى به آنجا رفت ، سپس جزيرة الخضراء را كه از عهد المستعين در تصرف او بود نيز بگرفت . برادر يحيى ، ادريس بن على نيز در آن سوى دريا ، طنجه را تسخير كرد . قاسم در اين دو مكان اموالى را براى روز مبادا ذخيره كرده بود و اين اموال به دست يحيى افتاد . چون اين خبر به قرطبه رسيد كه پايگاهها و دژهاى قاسم به دست يحيى افتاده است ، مردم بشوريدند و از طاعت او بيرون