تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ابن خلدون ( فارسي ) — صفحة 168

مساهمون:

ص١٦٨
موسى بن نصير در سال 93 هجرى با سپاهى گران از وجوه عرب و موالى و مشاهير بربر از قيروان به راه افتاد . از خليج زقاق كه ميان طنجه و جزيرة الخضراء واقع است بگذشت و قدم به خاك اندلس گذاشت . طارق با او ديدار كرد و طاعت و متابعت خويش آشكار نمود . موسى خود فتح را به پايان برد و در اندلس از جهت مشرق تا بر شلونه و از ناحيهء جوف ( درون ) تا اربونه و از غرب تا قادس پيش رفت . و همه اقطار آن را زير پى سپرد و غنايم بسيار گرد آورد . موسى بن نصير مىخواست از سوى مشرق به قسطنطينيه رسد و از آنجا به شام آيد و همهء بلاد اعاجم و مسيحيان را كه بر سر راه است فرو كوبد تا به دار الخلافه دمشق رسد . خبر به وليد [ عبد الملك ] بردند سخت مضطرب شد ، زيرا مسلمانان در دار الحرب يعنى سرزمين كفار قرار گرفته بودند و بيم هلاكت آنان بود . اين بود كه موسى را پيامى توبيخ‌آميز فرستاد و از او خواست كه بازگردد . و در نهان با فرستادهء خود گفت كه اگر موسى بن نصير باز نگرديد او خود مسلمانان را بازگرداند . چون موسى بن نصير از تصميم وليد آگاه شد عزمش سستى گرفت و پس از آنكه در مرزها نگهبانانى گماشت از اندلس بيرون آمد . پسرش عبد العزيز بن موسى را امارت آنجا داد تا به غزو و جهاد اعداء مشغول باشد و فرمان داد تا قرطبه را دار الملك خود سازد . موسى در سال 95 قيروان بازآمد و از آنجا در سال 96 عازم مشرق گرديد ، با همهء غنايم و ذخاير و اموال كه آنها را بر گردونه‌ها و چارپايان حمل مىكرد . گويند از جملهء اين غنايم سى هزار برده بود . موسى پسر ديگر خود عبد اللّه بن موسى را به جاى خويش در افريقيه نهاد و چون بيامد سليمان بن عبد الملك كه پس از وليد به خلافت رسيده بود بر او خشم گرفت و به خوارىاش افكند . سپاهيان مسلمان كه در اندلس مانده بودند پس از دو سال كه از امارت عبد العزيز - بن موسى گذشته بود او را كشتند . عبد العزيز مردى فاضل بود و در زمان امارت او چند شهر ديگر گشوده گرديد . مرگ او به فرمان سليمان بود . چون عبد العزيز [ در سال 97 يا 98 ] كشته شد ، ايوب بن حبيب اللخمى به جاى او امارت يافت . او خواهرزاده موسى بن نصير بود و پس از شش ماه كه مسلمانان اندلس فرمانروايى نداشتند او را به فرمانروايى بر گزيدند . از آن پس واليان عرب گاه از سوى خليفه و گاه از سوى عامل او در قيروان ، به اندلس مىآمدند . مسلمانان از امتهاى كافر آن نواحى كشتار بسيار كردند . از جانب شرق برشلونه ( بارسلون ) را گرفتند و نيز دژهاى قشتاله
تاريخ ابن خلدون ( فارسي ) — صفحة 168 | ابن خلدون / عبد المحمد آيتى