پادشاه بربرها در اين سرزمين كه امروز جبال غماره است يوليان [ 1 ] نام داشت ، او نيز در طاعت فرنگان بود و مذهب ايشان داشت .
در اين ايام موسى بن نصير امير عرب و از سوى وليد بن عبد الملك عامل افريقيه بود و در قيروان مىنشست . سپاهيان مسلمان ، بلاد مغرب اقصى را زير پى سپرده بودند و از كوهستانهاى طنجه گذشته به خليج زقاق رسيده بودند . يوليان را وا داشتند كه سر به اسلام فرود آرد .
موسى بن نصير غلام خود طارق بن زياد الليثى را امارت طنجه داد . يوليان را با ردريكو پادشاه گوت خصومت بود . زيرا بدان هنگام كه يوليان دختر خود را نزد رودريك فرستاد تا او را خدمت كند - و چنان كه گويند اينان را چنين عادتى بوده كه دختران سردارانشان بايد به خدمتشان گماشته شوند - رودريك با دختر يوليان رفتارى نا شايست كرد و يوليان بدين سبب به سوى رودريك راند و دختر خود از او بستد . آنگاه نزد طارق آمد و او را راه نمود كه از كجا و چگونه مىتوان بر سپاه گوت شكست وارد آورد . طارق نيز فرصت نگه مىداشت تا زمانش برسيد .
طارق در سال 92 هجرى به فرمان موسى بن نصير از دريا بگذشت . و با سيصد تن از اعراب و حدود ده هزار تن از بربر پيش تاخت و بر كوهى كه از آن پس آن را جبل الفتح يا جبل الطارق گفتند فرود آمد . چنان كه طريف بن مالك النخعى نيز به جايى كه امروز شهر طريف قرار دارد فرود آمد و آنجا را نيز به دو ناميدند .
طارق در آنجا كه فرود آمده بود لشكرگاه ساخت و گرداگرد خويش بارو كشيد تا از دشمن در امان ماند .
چون خبر فرود آمدن طارق به رودريك رسيد با سپاهى از عجمان و مسيحيان - حدود چهل هزار نفر - بيامد . در حوالى شريش [ 2 ] دو گروه به يك ديگر رسيدند . طارق پيروز شد و دشمن منهزم گرديد و غنايم و اموال و اسيران بسيار از كفار به دست او افتاد .
طارق به موسى بن نصير خبر اين پيروزى را بداد و غنايمى را كه به دست آورده بود برشمرد . موسى بن نصير به رشك آمد و نامهاى همه و عيد و تهديد به او نوشت كه بىفرمان من سپاه به درون خاك دشمن بردهاى . و فرمان داد كه در همانجاى كه هست بماند تا خود را به او برساند .
موسى پسر خود عبد اللّه را به جاى خود در قيروان نهاد و به سوى طارق در حركت آمد . عبد اللّه بن الحصين الفهرى نيز با او بود .
هامش
[ ( 1 ) ] متن : بليان .
[ ( 2 ) ] چنين است در متن : در ابن اثير وقايع سال 92 نهر لكه از اعمال شذونه آمده است .