و اگر خلل موجب بروز مرض نشود ، بلكه بغتة بدن را فاسد نمايد آن را موت فجأة نامند و هرگاه بواسطه تصادفاتى باشد كه بر كارخانه بدن وارد مىشود آن را موت اخترا « 1 » ميگويند .
و اسباب باطنى بلوغ اجل و تمام شدن عمر و طى كتاب حيوة است ، زيرا روزىها و نفسها و آنات عمر هر كسى داراى اندازه و مقدار است چون پايان يابد اجل فرا رسد و عمر سپرى شود و اجل هم بر دو قسم است حتمى و معلقى :
اجل حتمى عبارت از مدت معينى است كه در لوح محفوظ طبق حكمت براى هر كسى مقدر شده چنانچه ميفرمايد :
« لِكُلِّ أُمَّةٍ أَجَلٌ فَإِذا جاءَ أَجَلُهُمْ لا يَسْتَأْخِرُونَ ساعَةً وَ لا يَسْتَقْدِمُونَ »
« 2 » ( براى هر گروهى مدتى است چون مدتشان سر رسيد ، ساعتى از آن مؤخر و مقدم نتوانند نمود ) .
و اجل معلقى مشروط بامورى است كه اگر آنها حصول يابد موت واقع شود و اين امور بر دو قسم است :
امور ظاهرى مانند بلاهاى اتفاقى از قبيل قتل ، زهر خوردن ، غرق شدن زير بناى خراب يا ماشين رفتن و امثال اينها .
و رفع اين بليات به صدقه و اعمال صالحه و ترك معاصى ممكن ، و مبرم و محكم نمودن آنها باصرار بر معاصى و ترك واجبات و اشاعه فحشاء ممكن است .
و امور باطنى مانند قطع رحم و ظلم و معاصى ديگر كه موجب كوتاه شدن عمر ؛ و صله رحم و عدل كه باعث طول عمر مىشود و همچنين جهات باطنى ديگر كه ممكن است موجب كوتاهى يا طول عمر گردد .
و اين تغييرات از جمله بدائيات است كه در مبحث نسخ و بدا در باب نبوت
هامش
( 1 ) اخترام - مصحح -
( 2 ) سوره اعراف آيه 32