مقدمه پنجم : خداوند تبارك و تعالى بر ايجاد هيولى و صورت با هم و بر ابقاء هيولى و صورت با هم و بر حفظ هيولى و تبدلات صور و بر ايجاد صورت بدون ماده ( نظير قالب مثالى ) قادر است ، زيرا همه اينها ممكن و هر ممكنى تحت قدرت حقتعالى است ، بلى هيولى بدون صورت چون ممكن نيست ، قدرت به آن تعلق نمىگيرد ، زيرا شىء تا مشخص نشود موجود نگردد و تشخص هم به صورت است .
پس از بيان اين مقدمات گوئيم روح انسانى فرداى قيامت تعلق ميگيرد به همين مواد عنصريه كه بدن جسمانى دنيوى را تشكيل ميداده با صورت شخصيه كه خداوند به آن افاضه مينمايد ، خواه صورت انسانى باشد چنانچه مؤمنين به اين صورتند و خواه صورت حيوانى باشد ، چنانچه بعضى از كفار و فجار و متخلقين باخلاق رذيله طبق مضامين اخبار به آن صورت محشور ميشوند ولى اين نيز بطورى است كه هر كه آنها را ببيند مىشناسد كه بشرند با صورت باطنى و حقيقى خود محشور شدهاند .
و اين مواد عنصريه با صورت شخصيه بقدرت حقتعالى محفوظ است ، نه ماده بدل ما يتحلل ميخواهد و نه صورت شخصيه تبدل مىيابد ، زيرا آنجا دار استكمال نيست و حركت جوهريه كه عبارت از سير عناصر از نقص به طرف كمال بود در آنجا نيست و طعامهاى بهشتى مجرد التذاذ است و براى دفع الم گرسنگى و تشنگى نميباشد .
و اين مطلب امرى است ممكن و قابل تعلق قدرت و نصوص آيات و اخبار نيز بر آن قائم است .
هامش
جنس و فصل حمل هر يك بر ديگرى صحيح است ولى در ماده و صورت صحيح نيست ، چنانچه گفته مىشود « كل ناطق حيوان و بعض الحيوان ناطق » ولى گفته نمىشود « كل صورة مادة يا بعض المادة صورة » و مراد از « لا به شرط و به شرط لا » شرط حمل است .