موجود مىشود ، مانند حركت نقطهء كه رسم خط مينمايد و حركت آن كه تشكيل امتداد ميدهد .
و حركت قطعيّه عبارت از ابتدا تا انتهاى خطّى است كه نقطه رسم نموده يا طول زمانى است كه آنات تشكيل شده ، بعبارت واضحتر مسافرى كه از اصفهان به طرف طهران در حركت است باعتبار اينكه از اصفهان تا بطهران على - الدّوام در حركت مىباشد آن را حركت توسطيّه گويند ، و باعتبار اجزاء حركت كه از ابتداء تا انتهاى خط سيرش باشد آن را حركت قطعيه گويند .
و حركت توسطيّه در حركت جوهريه عبارت از سير آن ماده سياله است كه در تمام اين مدارج كمال سير مىكند و هر آنى خلع و لبس مينمايد - يعنى - صورتى را رها كرده و صورت ديگرى به خود ميگيرد و حركت قطعيّه عبارت از اجزاء سير تكاملى آن - يعنى - از ابتداء نقص تا انتهاى كمال اوست .
3 - چنانچه در مقدمه كتاب متذكر شديم صورت كه يكى از جواهر پنجگانه است بر سه قسم مىباشد :
اول - صورت جسميّه كه ماده هميشه داراى اين صورت بوده و از او قابل سلب نيست و از آن به صورت جنسيه تعبير ميكنند .
دوم - صورت نوعيه نظير صورت انسانيت كه آن نيز مادام حفظ النوع محفوظ است .
سوم - صورت شخصيه كه ماده بدون آن موجود نمىگردد چنانچه گفتهاند « الشىء ما لم يتشخص لم يوجد » ( هر چيزى تا صورت شخصيه پيدا نكند موجود نشود ) و نيز گفتهاند : « شيئيت شيئى به صورت او است » و اين صورت شخصيه است كه دائما در تغيير و تبديل مىباشد .
و اما مقدماتى كه براى اثبات مطلوب بايد متذكر شويم عبارت از پنج مقدمه است .
مقدمه اول : جسم مركب از ماده « هيولى » و صورت است و ماده بدون
كلم الطيب در تقرير عقايد اسلام ( فارسى ) — صفحة كلم الطيب 617
مساهمون: سيد عبد الحسين طيب
صكلم الطيب ٦١٧