( و ياد كن زمانى را كه ابراهيم گفت پروردگار من به من نشان ده كه چگونه مردگان را زنده ميكنى ؟ خداوند فرمود : مگر باور ندارى ! گفت چرا ولى ميخواهم قلبم آرام بگيرد ، فرمود : چهار عدد از مرغان را بگير ، پس آنها را نزد خود جمع كن و به خود بچسبان و بعد « از قطعهقطعه نمودن و اجزاء آنها را بهم مخلوط كردن ، و آنها را چهار قسمت نمودن » هر قسمتى از آنها را بر چهار كوه قرار ده و سپس آنها را بخوان تا بشتاب نزد تو بيايند و بدان كه خدا غالب و داناى بحكمت و مصلحت امور است ) .
10 -
« أَوْ كَالَّذِي مَرَّ عَلى قَرْيَةٍ وَ هِيَ خاوِيَةٌ عَلى عُرُوشِها قالَ أَنَّى يُحْيِي هذِهِ اللَّهُ بَعْدَ مَوْتِها »
الآية « 1 » و غير ذلك از آيات ديگر كه با تأكيدات بسيار موضوع معاد را بيان ميفرمايد : و براى كسى كه به قرآن معتقد باشد همين مقدار كافى است .
سوم اخبار : اخبار در باب معاد فوق حد احصاء و بمراتب از تواتر بيشتر است و چون در مباحث آينده به پارهء از آنها اشاره مىكنيم در اينجا از ذكر آنها خوددارى مينمائيم .
اقوال حكماء و متكلمين در معاد :
از آنچه گذاشت ثابت شد كه در اصل معاد و روز جزا هيچگونه شبهه و ريبى نيست ولى در معاد ( بضم ميم ) يعنى آن چيزى كه بازگشت و عود مىكند ، بين حكماء و متكلمين اختلاف است ؛ و در آن پنج قول گفته شده :
اول - قول جمعى از حكماء است كه معاد را روحانى صرف دانسته و منكر معاد جسمانى شدند .
دوم - قول جمعى از متكلمين است كه تنها معاد جسمانى قائل شده و معاد روحانى را انكار نمودهاند .
هامش
( 1 ) سوره بقره آيه 261 ، بيان و تفسير آيه مذكور در مسأله رجعت گذشت .