هر يك بعضى از آن كلمات را نوشته و در همان موقع كه انار كوچك بوده قالب را روى آن گذارده و بسته چون انار در ميان آن قالب بزرگ شده اثر آن كلمات در روى او مانده است ، صبح بنزد حاكم ميروى و به او ميگوئى جواب اين مطلب را آورده ولى در خانه وزير مىدهم ، پس چون داخل خانه شوى بجانب راست خود هنگام دخول غرفهء ميبينى ، به حاكم بگو جواب را در آن غرفه مىدهم و نگذار وزير زودتر از تو داخل غرفه شود ، بلكه تو اول داخل غرفه شو و در طاقچه غرفه كيسه سفيدى است آن كيسه را بردار و آن قالب گلى را از آن بيرون آور و انار را در آن بگذار تا حيله وزير بر حاكم معلوم شود ، و به حاكم بگو نشانه ديگر ما اين ستكه چون آن انار را بشكنى به غير از دود و خاكستر چيزى در آن نخواهيد ديد و بوزير امر كنيد تا آن را بشكند تا صدق سخن ما ظاهر گردد ، چون آن را بشكند دود و خاكستر بر صورت و ريشش خواهد رسيد .
محمد بن عيسى صبح بنزد حاكم آمد و چنانچه امام فرموده بود رفتار نمود حاكم متوجه او شد و گفت كى اين امور را به تو خبر داد گفت امام زمان و حجت خدا ، حاكم گفت حجت خدا كيست ؟ او ائمه اثنا عشر را تا ولى عصر براى او شمرد و حاكم مذهب شيعه اختيار و دستور داد آن وزير را بقتل برسانند .
7 - 8 - 9 - 10 - قصه ملاقات حاج على بغدادى كه مرحوم محدث نورى در نجم الثاقب متذكر شده و خود او حاج على را ديده و بلا واسطه از او نقل كرده و در اغلب كتب فارسى حتى مفاتيح الجنان و آداب الشريعه كه در دسترس اكثر خوانندگان است موجود مىباشد .
و همچنين قصه ملاقات مقدس اردبيلى ( ره ) كه سيد جزائرى در انوار نعمانيه ، و قصه ملاقات سيد بحر العلوم كه محدث نورى در جنة المأوى ، و قصه ملاقات آية اللّه علامه كه شيخ محمود عراقى در دار السلام نقل كرده و غير ذلك از قصص و حكايات كسانى كه بملاقات حضرتش فائز شدهاند كه ذكر آنها از حوصله اين كتاب خارج است و هر كه طالب باشد بكتبى كه علماء ما رضوان اللّه عليهم
كلم الطيب در تقرير عقايد اسلام ( فارسى ) — صفحة كلم الطيب 546
مساهمون: سيد عبد الحسين طيب
صكلم الطيب ٥٤٦