و از كتاب مفاخرات زبير بن به كار نقل كرده و نيز از كتاب ثمرات الاوراق تقى الدين ابن حجة حموينى نقل شده كه روزى ابو سفيان بر شتر سرخى سوار بود و معاويه او را ميراند و عتبهء برادرش افسار آن را گرفته بود ميكشيد پيغمبر صلى اللّه عليه و آله فرمود « اللهم العن الراكب و القائد و السائق » خدايا لعنت كن آنكه سوار است و آنكه ميكشد و آنكه ميراند ) .
از آن جمله از ربيع الابرار زمخشرى نقل شده كه روزى پيغمبر صلى اللّه عليه و آله مشغول خطبه بود معاويه برخاست و دست پسرش « 1 » يزيد را گرفت و بيرون رفت پيغمبر صلى اللّه عليه و آله فرمود : « لعن اللّه القائد و المقود اى يوم يكون لهذه الامة من معاوية ذى الإساءة » ( خدا لعنت كند كشاننده و كشيده شده را ( اشاره بمعاويه و برادرش يزيد است ) چه روزى مىباشد براى اين امت از معاويه بدكار ) .
از آن جمله از نهج الحق و اعتراف روزبهان روايت شده كه پيغمبر صلى اللّه عليه و آله مكرر درباره معاويه ميفرمود : « اللعين بن اللعين الطليق بن الطليق » ( معاويه ملعون پسر ملعون و آزاد شده پسر آزاد شده است ) .
4 - نفرين پيغمبر صلى اللّه عليه و آله در باره او : چنانچه از اغلب كتب عامه و خاصه مانند اسد الغابة ابن اثير و ترجمه نسائى ابن خلكان و ثمرات الاوراق ابن حجة حموينى و غير اينها نقل شده كه پيغمبر صلى اللّه عليه و آله چند مرتبه فرستاد و معاويه را طلب نمود گفتند مشغول خوراك است حضرت او را نفرين نموده و فرمود : « لا اشبع اللّه بطنه » خدا شكم او را سير نگرداند ) و مشهور است كه معاويه هر چه مىخورد سير نميشد تا خسته ميشد و ميگفت « مللت و ما شبعت » خسته شدم و سير نگرديدم ) و اين سخن او از مثلهاى معروف شده است و حتى در اشعار شعراء بان اشاره گرديده چنانچه شاعر ميگويد :
هامش
( 1 ) ظاهرا لفظ ابنه ( پسرش ) در خبر اشتباه شده و بايد اخيه ( برادرش ) باشد چون برادر معاويه نيز اسمش يزيد بوده و پسرش يزيد در زمان پيغمبر صلى اللّه عليه و آله نبوده است .