بودند كه حضرتش از بيعت با ابى بكر امتناع نمود تا اينكه بجبر و عنف او را به مسجد كشانيده و با تهديد و اكراه خواستند از او بيعت بگيرند و اين مطلب نزد شيعه از متواترات است و اكثر علماء و ارباب سير و مورخين عامه ، مانند ابن ابى الحديد و ابن اثير ، و ابن جرير طبرى ، و ابن قتيبه ، و ابراهيم بن السعيد الثقفى ، و بلادرى و ابن عبد ربه ، و جوهرى ، و بخارى ، و مسلم و غير اينها نيز به آن اعتراف نمودهاند ، بلكه بسيارى از آنها قصد سوزانيدن خانه را هم ذكر كردهاند ، چنانچه ابن عبد ربه كه از مشاهير علماى اهل سنت است در كتاب عقد الفريد مىنويسد « از جمله كسانى كه از بيعت با ابى بكر امتناع ورزيدند على بن أبي طالب و عباس بن عبد المطلب و زبير بن عوام بودند كه در خانه على جمع شدند ، پس عمر بن خطاب براى دعوت به بيعت بسوى خانه على رفت و آنها اجابت ننمودند عمر به جمعيتش گفت پارهء آتش بياوريد پس فاطمه گفت اى عمر آيا خانه مرا ميسوزانى » .
و ابن ابى الحديد در جزء سادس نهج البلاغة در شرح كلام امير المؤمنين عليه السّلام بعد از آنكه قصه سقيفه را از كتاب جوهرى نقل مىكند مىنويسد « بنى هاشم در خانه على جمع شدند و زبير نيز با ايشان بود ، زيرا خود را از بنى هاشم ميشمرد و على عليه السّلام فرمود كه زبير هميشه با ما اهل بيت بود تا آنكه پسرهايش بزرگ شدند و او را از ما برگردانيدند .
پس عمر با گروهى كه در آنها اسيد بن حصير و سلمة بن اسلم بودند بدر خانه على رفت و گفت : بيائيد بيعت كنيد ايشان امتناع نمودند و زبير شمشير كشيده و بيرون آمد عمر گفت اين سگ را بگيريد سلمة بن اسلم شمشير او را گرفته و بر ديوار زد و او و على را درحالىكه بنى هاشم با او بودند و على ميگفت : من بنده خدا و برادر رسول اويم ميبردند تا به ابا بكر رسيدند ، عمر گفت بيعت كن ، حضرت فرمود من به اين امر از شما سزاوارترم و با شما بيعت نميكنم و شما اولائيد كه با من بيعت كنيد ، شما اين امر را از انصار بواسطه قرابت رسول خدا گرفتيد
كلم الطيب در تقرير عقايد اسلام ( فارسى ) — صفحة كلم الطيب 387
مساهمون: سيد عبد الحسين طيب
صكلم الطيب ٣٨٧