و اما سبب زوال بكارت او اگر بواسطه امورى غير از زنا باشد كه حرجى بر او نيست و اگر نسبت زنا به او داده شود آن هم تابع احكامى است كه در مورد قذف ذكر شده و تا بطريقى كه براى ثبوت آن معين شده آن نسبت را اثبات نكند حكم زنا در باره او جارى نشود بلكه بر آن كسى كه نسبت داده حد قذف جارى گردد .
4 - در باره ميراث پدر و مادر است كه در تورات براى آنها سهمى قرار نداده و همچنين براى دختران با وجود پسر و براى زن ميراثى ذكر نكرده است « 1 » .
در صورتى كه پدر و مادر اقرب خويشان ميتاند و طرف دختر ضعيفتر از پسر است و زنى كه شوهرش بميرد مراعات او لازم است و نبايد از تركه شوهرش محروم شود .
آيا اين قانون با قانون ميراث اسلام قابل مقايسه است ؟
5 - راجع به حكم قربانى سوختنى است كه دستور ميدهد هر روز يك بره در صبح و بره ديگر در عصر با مقدارى آرد مخلوط با روغن براى عطر خوشبوى خدا بسوزانند و مقدارى شراب هم بر روى آن بريزند و در روزهاى شنبه دو بره ديگر بر آن اضافه كنند و اول هر ماه و در اعياد ( به تفصيلى كه در باب بيست و هشتم و بيست نهم اعداد مذكور است ) بايد قربانيها را قطعهقطعه نموده و با مشتى آرد مخلوط با روغن در آتش بگذارند تا سوخته و خاكستر شود و حتى دستور ميدهد كه پيه و دنبه قربانى هم بايد سوخته شود .
توجه كنيد اولا - اين حكم چه فايده بر آن مترتب است كه اين همه حيوانات با مقدارى آرد و روغن را بدون اينكه استفاده و منفعتى از آنها گرفته بسوزانند و ثانيا - ريختن شراب روى آنها چه معنائى دارد ؟
اين بود شمّهء از احكام تورات و اكنون پارهء از احكام انجيل را نيز يادآور
هامش
( 1 ) سفر اعداد باب 27 آيه 8 تا دوازدهم