چنانچه محقق سبزوارى گفته و الفعل فعل اللّه و هو فعلنا ( فعل عبد فعل خداست در حالتى كه فعل خود اوست ) .
و دسته دوم - ( مفوضه ) نظر باشكالات و ايراداتى كه بر قول جبريه وارد مىآيد ( چنانچه ذكر شد ) توهم كردند كه بندگان در افعال خود مستقلند و آنچه مىكنند باراده و اختيار خودشان است و خداوند را در آن دخالتى نيست و بادلهء كه در رد جبريه ذكر شد بر مذهب خود استدلال كردهاند .
و اين مذهب نيز درست نيست براى اينكه اولا - بحس و وجدان مىبينيم كه چه بسيار كارهائى كه انسان تمام هم و كوشش و جديت خود را در آن صرف مينمايد و همه اسباب و وسائل و مقدمات آن را فراهم مىكند ولى بانجام آن موفق نميشود .
چنانچه از حضرت صادق عليه السّلام روايت شده كه شخصى از امير المؤمنين على عليه السّلام سؤال كرد : بما عرفت ربك قال : بفسخ العزائم و نقض الهمم لما هممت فحيل بينى و بين همى و عزمت فخالف القضاء عزمى فعلمت ان المدبر غيرى
- يعنى - بچه چيز پروردگار خود را شناختى ؟
حضرت فرمود : خدا را شناختم بفسخ كردن و بر هم زدن قصدها و شكستن ارادهها ، چونكه قصد كردم پس بين من و قصد من حاجز و حائلى يافت شد و اراده كردم پس قضاء الهى با اراده من مخالفت نمود پس دانستم كه تدبيركننده امور غير من است .
و ثانيا - اين عقيده توهين در سلطنت حق و شركت در امر خلقت است چنانچه اشاره شد .
و ثالثا - نصوص آيات و اخبار بر خلاف آن قائم است مانند آيهء شريفه
إِيَّاكَ نَعْبُدُ وَ إِيَّاكَ نَسْتَعِينُ
« 1 » ( ترا عبادت ميكنيم و از تو يارى مىطلبيم )
فَلَمْ تَقْتُلُوهُمْ وَ لكِنَّ اللَّهَ قَتَلَهُمْ وَ ما رَمَيْتَ إِذْ رَمَيْتَ وَ لكِنَّ اللَّهَ رَمى
« 2 »
هامش
( 1 ) سوره حمد آيه 5
( 2 ) سوره انفال آيه 17