مگر اينكه خدا بخواهد )
وَ اللَّهُ خَلَقَكُمْ وَ ما تَعْمَلُونَ
« 1 » ( خدا شما و عمل شما را بيافريد )
وَ مَنْ يُرِدْ أَنْ يُضِلَّهُ يَجْعَلْ صَدْرَهُ ضَيِّقاً
« 2 » ( هر كه را خدا بخواهد گمراه كند سينهاش را تنگ ميگرداند )
فَلَوْ شاءَ لَهَداكُمْ أَجْمَعِينَ
« 3 » اگر خدا بخواهد همه شما را هدايت مىكند )
تُضِلُّ بِها مَنْ تَشاءُ وَ تَهْدِي مَنْ تَشاءُ
« 4 » ( فرو فروميگزارى بسبب آن هر كه را بخواهى و هدايت مينمائى هر كه را بخواهى ) و امثال اينها .
لكن اين مذهب باطل و فاسد است ، براى اينكه اولا - اين امر خلاف حس و وجدان و ضرورة عقل است زيرا وجدان هر خردمندى حكم مىكند كه حركت دست مرتعش ( لرزان ) با حركت دست صحيح تفاوت دارد و بين پرت شدن از بام با پائين آمدن از آن بوسيله نردبان فرق مىكند ، چون شخص مرتعش و آنكه از بام پرت مىشود بر ترك آن فعل قدرت ندارد ولى شخص صحيح و كسى كه بوسيله نردبان از بام پائين مىآيد بر ترك آن فعل هم قادر است .
و اگر بندگان داراى اختيار نبودند نبايد بين افعال آنها فرق باشد بلكه بايد همهء آنها بيك طرز باشد .
و ثانيا - اگر بنا باشد بندگان در افعال خود مجبور باشند ارسال رسل و انزال كتب و جعل تكليف و احكام و وعد و وعيد و قرار دادن ثواب و عقاب و بهشت و دوزخ همه آنها لغو و عبث يا قبيح خواهد بود ، زيرا همه اينها از متعلقات تكليف ، و شرط تحقق تكليف قدرت است و بنابراين فرض بنده را قدرتى نيست .
و ثالثا - افعال زشت و قبايح و معاصى كه از بندگان صادر مىشود هرگاه فاعل آنها خدا باشد لازم آيد كه خداوند فاعل جميع قبايح باشد و حال آنكه
هامش
( 1 ) سوره صافات آيه 95 .
( 2 ) سوره انعام آيه 126 .
( 3 ) سوره انعام آيه 151 .
( 4 ) سوره اعراف آيه 155 .