ساحت مقدسش از ارتكاب قبايح منزه و مبراست چنانچه گذشت .
و رابعا - اگر افعال عباد فعل خدا باشد لازم آيد كه او ستمكارترين ستمكاران باشد زيرا بندگان را بفعلى كه خود بدست آنان جارى كرده است عقاب خواهد نمود .
و همچنين موضوع ثواب هم لغو و عبث خواهد بود زيرا ثواب در مقابل عمل ، و پاداش آن است و به اين فرض ، بنده عملى انجام نداده كه قابليت جزاء و ثواب داشته باشد ، پس لازم آيد كه بدون قابليت ثواب دهد و اين از خداوند عادل حكيم قبيح است زيرا فرق گذاردن بين مطيع و عاصى بلا فارق است .
علاوه بر اينكه نصوص كثيرى از آيات قرآن دلالت دارد بر اينكه افعال بندگان مستند به خود آنان است مانند
فَوَيْلٌ لِلَّذِينَ يَكْتُبُونَ الْكِتابَ بِأَيْدِيهِمْ
« 1 » ( واى بر كسانى كه كتاب را بدستهاى خود مىنويسند )
إِنَّ اللَّهَ لا يُغَيِّرُ ما بِقَوْمٍ حَتَّى يُغَيِّرُوا ما بِأَنْفُسِهِمْ
« 2 » خدا آنچه را كه قومى دارا هستند تغيير نميدهد مگر وقتى كه تغيير دهند آنچه را كه بجا مىآورند بفعل خودشان )
مَنْ يَعْمَلْ سُوءاً يُجْزَ بِهِ
« 3 » ( هر كس بدى كند بدان پاداش بيند )
وَ ما ظَلَمْناهُمْ وَ لكِنْ كانُوا أَنْفُسَهُمْ يَظْلِمُونَ
« 4 » ( ما بدانها ستم نكرديم ولى خودشان بخويشتن ستم نمودند و غير ذلك از آيات .
و اما جواب استدلالات آنها اين ستكه اولا - قول به اختيار مستلزم اين نيست كه ممكنى بدون علت ايجاد شود يا از تحت قدرت و سلطنت حق خارج گردد بلكه اين كمال قدرت است كه حقتعالى مخلوقى بيافريند كه در كردار خود مختار باشد و وسائل و اسباب و مقدمات فعل را براى او فراهم سازد و نيرو و قدرت و اراده به او عنايت فرمايد تا اگر بخواهد كارى را بكند بتواند و اگر بخواهد نكند هم بتواند .
هامش
( 1 ) سوره بقره آيه 74 .
( 2 ) سوره رعد آيه 13 .
( 3 ) سوره نساء آيه 123 .
( 4 ) سوره هود آيه 120 .