تخطي إلى المحتوى الرئيسي

حق اليقين ( فارسى ) — صفحة 584

مساهمون:

ص٥٨٤
مىكند و اگر نكند ايشان را معذور ميدارد چنان كه گذشت و اگر بناى امر خود را بر تعصب گذارند و گوش به حق ندهند و راسخ در دين خود بمانند مقصر خواهند بود و معذور نيستند و بسا باشد كه بعضى از ايشان كه حق بر ايشان وضوحى بهم رسانيده باشند داخل مرجون لامر اللّه باشند اما جمعى كه مشغول نظر باشند و متفحص دين حق باشند و خود را از تعصب و اغراض خالى كرده باشند و حق بر ايشان ظاهر نشود شك نيست كه ايشان معذورند و اگر به بهشت عنبر سرشت نروند بجهنم نخواهند رفت و احوال مستضعفين و مرجون لامر اللّه و امثال ايشان سابقا مذكور شد و مجمل بايد دانست كه حقتعالى بر احدى از عباد ظلم نخواهد كرد و تا حجت بر ايشان تمام نكند ايشان را عذاب نميكند و تفكر در خصوصيات احوال ايشان ضرور نيست بلكه اجمالا كافى است و به همين قدر كه مذكور شد اكتفاء توان نمود .

فصل بيستم در بيان انواع گناهست و توبه از آنها و در آن دو مقصد است

( مقصد اول ) در بيان گناهان صغيره و كبيره است

بدان كه مشهور ميان علماى خاصه و عامه آنست كه گناه بر دو قسم است اول كبيره دويم صغيره و در آنچه شيخ طبرسى و بعضى از علماء گفته‌اند كه گناهان همه كبيره‌اند زيرا كه همه شريكند در مخالفت امر و نهى و صغيره و كبيره كه بر گناه اطلاق ميكنند باعتبار نسبت بما فوق و بما تحت آنست مثل بوسيدن اجنبيه كه صغيره است نسبت بزنا و كبيره است نسبت به نظر بنامحرم بشهوت و اين قول را نسبت بشيخ مفيد و ابو الصلاح و ابن البراج و ابن ادريس نيز داده‌اند بسيار بعيد است و منافات با اخبار و آيات بسيار دارد چنانچه حقتعالى فرموده است كه اگر اجتناب كنيد كباير گناهانى را كه نهى كرده‌اند شما را از آن تكفير ميكنيم و مىبخشيم گناهان شما را و باز فرموده است آنها كه اجتناب ميكنند از كباير گناه و از فواحش يعنى گناهان بسيار قبيح يا رسواكننده كه موجب حد باشد مگر اثم يعنى صغيره و در احاديث وارد شده است كه گناهان كبيره آدمى را از عدالت بيرون ميبرد و صغيره اگر اصرار بر آن نكند از عدالت بيرون نميبرد و دور نيست كه مراد آنها از آنكه گناه صغيره نميباشد آن باشد كه گناه را حقير نميبايد شمرد و معصيت خداى كبير صغير و حقير نميباشد و نافرمانى خداوند جليل عظيم و بزرگ است بلى بعضى گناهان از بعضى بدترند و بعضى نسبت خوردتر مينمايد پس حق