تخطي إلى المحتوى الرئيسي

حق اليقين ( فارسى ) — صفحة 523

مساهمون:

ص٥٢٣
هر مارى سه روز راهست و نيش‌هاى آن مارها بمثابهء نخل‌هاى طولانى است كه مىآيد به نزديك فرزند آدم و مىگزد پلك چشمها و لبهاى او را و جميع پوست و گوشت را از استخوانهاى او ميكشد پس چون ميگزد از آن مار در نهرى از نهرهاى جهنم مىافتد كه چهل سال يا چهل قرن در آن نهر فرو ميرود و از حضرت صادق عليه السّلام منقول است كه چون اهل بهشت داخل بهشت شوند و اهل جهنم بجهنم درآيند منادى از جانب خدا ندا كند كه اى اهل بهشت و اى اهل جهنم اگر مرگ به صورتى از صورتها در آيد آيا خواهيد شناخت او را گويند نه پس بياورند مرگ را به صورت گوسفند سياه و سفيدى و در ميان بهشت و دوزخ بدارند و گويند كه ببينيد اين مرگست پس حق تعالى امر فرمايد كه آن را ذبح نمايند و فرمايد اى اهل بهشت هميشه در بهشت خواهيد بود و شما را مرگ نيست و اى اهل جهنم هميشه در جهنم خواهيد بود و شما را مرگ نخواهد بود اين روزى است كه خداوند عالميان فرموده است يا محمد صلى اللّه عليه و آله و سلّم بترسان ايشان را از روز حسرت و ندامت كه كار هر كسى منقضى شود بپايان رسيده باشد و حال آنكه ايشان از آن روز غافلند و امام فرمود مراد اين روز است كه خدا اهل بهشت و اهل دوزخ را فرمان دهد كه هميشه در جاى خود خواهيد بود و مرگ شما را نباشد و در آن روز اهل جهنم حسرت برند و سودى ندهد و اميدشان منقطع گردد و در ثواب الاعمال از حضرت صادق عليه السّلام روايت كرده كه رسول خدا ص فرمود چهار كس‌اند كه اهل جهنم به آن آزارى كه دارند كه حميم در حلق ايشان مىكنند و در ميان جحيم وا ويلاه وا ثبوراه مىگويند از عذاب آن چهار نفر متأذى ميشوند و با يكديگر ميگويند اين چه حالتست كه اينها دارند كه با اين آزارى كه ما داريم از اينها در آزاريم ( اول ) مردى است كه آويخته است در تابوتى از آتش ( دوم ) كسى است كه امعاى خود را مىكشد ( سوم ) كسى است كه چرك و خون از دهانش جارى است و ( ديگرى ) گوشت بدن خود را مىخورد پس سؤال كنند از براى صاحب تابوت كه چيست اين بدبخت را كه عذاب او ما را آزار مىكند گويند او مردى است كه در گردنش مال مردم بوده و چيزى نداشت كه اداى قرض او كند و آنكه امعاى خود را ميكشد پروا نميكرد از بول بهر جاى بدنش كه ميرسيد و آنكه چرك و خون از دهانش جارى است تتبع عيبهاى مردم ميكرد و نقل ميكرد و آنكه گوشت بدن خود را مىخورد غيبت مسلمانان ميكرد . و على بن ابراهيم از حضرت صادق عليه السّلام روايت كرده كه رسول خدا صلى اللّه عليه و آله و سلم فرمود كه در شب معراج صدائى شنيدم كه مرا بفزع و خوف آورد از جبرئيل پرسيدم