اول مىباشد دويم آنكه ابتداء عذاب در ساعت اول مىباشد هرگاه حقتعالى در آن وقت تفضل كرد و عذاب نكرد بعد از خشك شدن ان شاء اللّه عذاب نميكند و اين ظاهرتر است .
فائدهء ثالثه در بيان محل روح است و جسد مثالى در عالم برزخ
و كلينى از حيه عربى روايت كرده است كه حضرت امير المؤمنين عليه السّلام فرمود كه هر مؤمنى كه بميرد در بقعهاى از بقعهها ميگويند روح او را كه ملحق شو بوادى السلام كه صحراى نجف اشرف است و بدرستى كه آن بقعهايست از جنت عدن و ايضا منقولست كه شخصى به خدمت حضرت صادق عليه السّلام عرض كرد كه برادر من در بغداد است و ميترسم در آنجا بميرد حضرت فرمود كه چه پروا دارى هر جا خواهد بميرد هيچ مؤمن در مشرق و مغرب زمين نميماند مگر آنكه خدا حشر مىكند روح او را بوادى السلام راوى گفت كجا است وادى السلام فرمود بيرون كوفه است گويا ميبينم ايشان را كه حلقه حلقه نشستهاند و با يكديگر سخن ميگويند و در اخبار بسيار وارد شده است كه ارواح مؤمنان بر درختى ميباشند در بهشت بر صفت بدنها يكديگر را مىشناسند و از يكديگر سؤال ميكنند و از طعام و شراب بهشت ميخورند و مىآشامند و ميگويند اى پروردگار ما قيامت را از براى ما برپا كن و آنچه وعده دادهاى عطا كن و آخر ما را به اول ما ملحق گردان و هرگاه روحى از ارواح بر ايشان وارد مىشود جمع ميشوند نزد او كه سؤال كنند پس بعضى
ميگويند كه بگذاريد الحال او را كه از هول عظيمى رها شده و چون اطمينانى بهم ميرسانند از هر يك از ياران و اصحاب خود از او سؤال ميكنند اگر ميگويد زنده است اميدوار ميشوند كه شايد از سعدا باشد و بعد از مردن بايشان ملحق شوند و اگر گفت مرده است ميگويند رفت به پائين و بسوى جهنم و ارواح كفار در آتش معذبند و بروايت ديگر عرض مىكنند ايشان را بر آتش جهنم و ميگويند پروردگارا قيامت را از براى ما برپا مكن و وعيد ما را به عمل مياور و آخر ما را به اول ما ملحق مگردان و در اين باب احاديث گذشت و كلينى بسند صحيح از ضريس كناسى روايت كرده است كه گفت از حضرت امام محمد باقر عليه السّلام سؤال كردم كه مردم ميگويند فرات ما از بهشت بيرون مىآيد و اين چگونه است و حال آنكه آب فرات از جانب مغرب بيرون مىآيد و چشمهها و رودها در آن ميريزد حضرت فرمود كه خدا را بهشتى هست كه آن را بيرون كرده است در مغرب و آب فرات شما از آنجا بيرون مىآيد و بسوى آن بهشت ميروند ارواح مؤمنان از قبرهاى خود در هر وقت شام و از ميوههاى آن ميخورند و متنعم ميشوند و با يكديگر ملاقات ميكنند و يكديگر را ميشناسند و چون صبح طالع شد از بهشت بيرون مىآيند و در هوا ما بين آسمان و زمين پرواز ميكنند و مىآيند و ميروند و چون