شيعيان بدانند پس فرمود كه آياتى كه حق سبحانه و تعالى در امر قيام ساعت در قرآن مجيد فرموده است همگى در باب قيام آن حضرت نازل شده است و هر كس براى ظهور مهدى ما وقتى معين قرار دهد خود را با خدا در علم غيب شريك گردانيده و دعواى اطلاع بر اسرار غيب الهى كرده است مفضل گفت كه اى مولاى من چگونه خواهد بود ابتداى ظهور آن حضرت فرمود كه بىخبر ظاهر خواهد گرديد و نامش بلند شود و امرش هويدا گردد و از آسمان منادى باسم و كنيت و نسبش ندا كند تا آنكه حجت شناخت او بر خلق تمام شود با آن حجتى كه ما بر خلق لازم ساختهايم و قصهها و احوالش را بيان كردهايم و نام و نسب و كنيتش را براى مردم ظاهر كردهايم كه نام و كنيتش مثل نام و كنيت جد او است تا آنكه مردم نگويند كه ما نام و نسب او را نميدانستيم پس خدا او را به همه دينها غالب گرداند چنانچه حقتعالى پيغمبرش را وعده داده است كه
لِيُظْهِرَهُ عَلَى الدِّينِ كُلِّهِ وَ لَوْ كَرِهَ الْمُشْرِكُونَ
يعنى حقتعالى فرستاد پيغمبرش را با هدايت و دين حق تا او را غالب گرداند بر همه دينها و هر چند كراهت داشته باشند آنها كه به خدا شرك مىآورند و در آيهء ديگر فرموده است كه
وَ قاتِلُوهُمْ حَتَّى لا تَكُونَ فِتْنَةٌ وَ يَكُونَ الدِّينُ كُلُّهُ لِلَّهِ
يعنى قتال كنيد با كافران تا آنكه در زمين فتنه و كفر نباشد و بوده باشد دينها همه از براى خدا پس فرمود كه و اللّه اى مفضل بردارد از جميع ملتها و دينها اختلاف را و همه دين بدين حق برگردد و از هيچكس به غير دين قبول نكنند چنانچه حقتعالى فرموده است
وَ مَنْ يَبْتَغِ غَيْرَ الْإِسْلامِ دِيناً فَلَنْ يُقْبَلَ مِنْهُ وَ هُوَ فِي الْآخِرَةِ مِنَ الْخاسِرِينَ
يعنى هر كه طلب نمايد اسلام را پس هرگز از او قبول نكنند و او در آخرت از زيانكاران باشد مفضل پرسيد كه در ايام غيبت آن حضرت با كى مخاطبه خواهد فرمود و كى با او سخن خواهد گفت فرمود كه ملائكه و مؤمنان از جن و امر و نهيش بيرون خواهد آمد بسوى معتمدان و نايبان آن حضرت كه بشيعيانش برسانند و اللّه اى مفضل گويا مىبينم عصاى آن حضرت را كه داخل شود و برد حضرت رسول ص در بر و عمامه زردى بر سر داشته باشد و در پاهايش نعلين حضرت رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلّم و در دستش
عصاى آن حضرت بوده باشد و بزى چند در پيش افكنده باشد تا كسى او را نشناسد و به اين هيئت بيايد بنزد خانهء كعبه تنها و بىرفيق پس چون شب در آيد و ديدهها بخواب رود جبرئيل و ميكائيل وصف صف از ملائكه بر او نازل شوند پس جبرئيل گويد اى آقاى من سخن تو مقبولست و امر تو جارى است پس حضرت صاحب عليه السّلام دست بر روى مبارك خود كشد و گويد حمد و سپاس خداوندى را سزاست كه وعدهء ما را راست گردانيد و زمين بهشت را بر ما ميراث داد كه هر جا كه خواهيم قرار بگيريم پس نيكو مزدى است مزد كاركنان براى خدا پس بايستد ميان ركن حجر الاسود و مقام ابراهيم و بصداى بلند ندا كند كه اى گروه بزرگواران و مخصوصان من و آنها كه حقتعالى ايشان را براى يارى من ذخيره كرده