موضعى جمع كردند و سالها بر اين حال ماندند پس پيغمبرى از پيغمبران بنى اسرائيل بر ايشان گذشت كه او را ارميا ميگفتند و دعا كرد كه پروردگارا اگر خواهى ايشان را زنده ميتوانى كرد كه شهرهاى ترا آباد كنند و بندگان تو از ايشان بهم رسند و ترا عبادت كنند در ميان ساير عبادت كنندگان تو پس حقتعالى به او وحى كرد كه ميخواهى من ايشان را زنده كنم از براى تو گفت بلى پس همه ايشان را خدا زنده كرد بدعاى آن پيغمبر و با او رفتند پس اين جماعت مردند و به دنيا برگشتند پس باجلهاى خود مردند و ايضا در قرآن مجيد قصهء حضرت عزير وارد شده است كه حق تعالى او را ميراند و بعد از صد سال زنده گردانيد و بعد از آنكه سالها زنده ماند باجل مقدر خود مرد و حقتعالى ذكر كرده است قصهء هفتاد نفر را كه حضرت موسى از قوم خود اختيار كرد و با خود بطور برد چون كلام خدا را شنيدند گفتند ما تصديق نميكنيم تا خدا را علانيه ببينيم پس بسبب ظلم ايشان و گفتار بد ايشان صاعقهاى بايشان رسيد و همه مردند پس موسى عليه السّلام گفت پروردگارا چهگويم با بنى اسرائيل چون برگردم و ايشان را با خود نبرم پس خدا ايشان را زنده كرد و به دنيا برگشتند و خوردند و آشاميدند و مقاربت كردند و فرزندان بهم رسانيدند پس باجلهاى خود مردند و حقتعالى به حضرت عيسى عليه السّلام خطاب كرد كه به ياد آور وقتى را كه زنده ميكردى مردگان را باذن من و جميع مردهها را كه زنده كرد باذن خدا برگشتند به دنيا و مدتها ماندند و بعد از آن مردند باجلهاى خود و اصحاب كهف سى صد و نه سال مردند و خدا ايشان را زنده كرد و به دنيا برگشتند و مثل اينها بسيار است كه دلالت مىكند بر آنكه رجعت در امم سابقه واقع شده است و رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم فرمود كه مىباشد در اين امت مثل آنچه در امم سابقه واقع شده است مانند دوتاى نعل و پرهاى تير با يكديگر پس بايد كه در اين امت نيز رجعت واقع شود و مخالفان ما نقل كردهاند كه چون حضرت قائم بيرون آيد عيسى عليه السّلام از آسمان فرود آيد و در عقب او نماز كند و نزول او به زمين زنده شدن بعد از مرگست زيرا كه حق تعالى فرموده است كه
إِنِّي مُتَوَفِّيكَ وَ رافِعُكَ إِلَيَّ
و بعد از آن بعضى آيات سابقه را كه دلالت بر رجعت مىكند ايراد نموده و آنچه در باب موت حضرت عيسى و اصحاب كهف فرموده
نزد فقير محل تأمل است و در حيوة القلوب و بحار الانوار مذكور است تحقيق آنها و ختم مينمائيم اين مبحث را بايراد حديث مشهور مفضل - شيخ حسن بن سليمان در كتاب منتخب البصائر روايت كرده است بسند معتبر از مفضل بن عمر كه گفت سؤال كردم از حضرت امام جعفر صادق عليه السّلام كه آيا آن امامى كه مردم انتظار ظهور او مىكشند و اميدوار فرج او هستند يعنى مهدى صاحب الزمان وقت معلوم معينى براى خروج آن حضرت هست فرمود كه حقتعالى ابا نموده از اينكه از براى ظهور او وقتى تعيين فرمايد كه