تخطي إلى المحتوى الرئيسي

حق اليقين ( فارسى ) — صفحة 370

مساهمون:

ص٣٧٠
و احاديث ديگر در اين باب بسيار است كه اكثر را در كتاب بحار الانوار ايراد نموده‌ام و شك نيست در آنكه اصل رجعت فى الجمله متواتر است بالمعنى و كسى كه شك كند در آن ظاهر آنست كه حشر قيامت را نيز منكر باشد و امرى كه بنصوص متواتره ثابت شده باشد بمحض استبعادات و هم انكار كردن آن محض بىدينى است و از خصوصيات كه در بعضى از روايات شاذه وارد شده جزم نميتوان كرد و انكار نيز نميتوان كرد و اختلاف در خصوصيات آن باعث نميشود كه اصلش را انكار كنند چنانچه در بسيارى از خصوصيات حشر و بهشت و جهنم و صراط و ميزان و غير آنها اختلاف در اخبار واقع شده است و اين باعث آن نميشود كه اصلش را كه ضرورى دين است كسى انكار كند و خلاصه‌اش آنست كه رجعت بعضى از مؤمنان و بعضى از كافران و نواصب و مخالفان متواتر است و انكارش موجب خروج از دين تشيع است نه خروج از دين اسلام و رجعت حضرت امير المؤمنين عليه السّلام و حضرت امام حسن عليه السّلام نيز متواتر است بلكه از حضرت رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلّم نيز متواتر است يا قريب بتواتر و در ساير ائمه نيز احاديث صحيحه و معتبره بسيار وارد شده است و اگر متواتر نباشد بمرتبه‌اى رسيده است كه اذعان بايد كرد و انكار نبايد كرد اما خصوصيتهاى اين رجعتها معلوم نيست كه آيا با ظهور آن حضرت در يك زمان خواهد بود يا بعد خواهد بود و از بعضى احاديث ظاهر مىشود كه به ترتيب زمان امامت رجعت خواهند كرد و شيخ حسن بن سليمان قائل شده است به آنكه هر امامى زمان امامتى دارد و زمان مهدى عليه السّلام بودنى دارد و حضرت صاحب الامر اول كه ظاهر مىشود زمان امامت اوست و بعد از رجعت آباء كرام خود باز آن حضرت رجعت خواهد كرد و به اين وجه تأويل كرده است آن حديث را كه از ما دوازده امام دوازده مهدى هست و اين قول اگر چه بعيد از صواب نيست اما مجمل اقرار كردن و تفاصيلش را بعلم ايشان رد كردن احوط است و ابن بابويه در رساله اعتقادات گفته است كه اعتقاد ما در رجعت آنست كه آن حق است و حقتعالى فرموده است
أَ لَمْ تَرَ إِلَى الَّذِينَ خَرَجُوا مِنْ دِيارِهِمْ وَ هُمْ أُلُوفٌ حَذَرَ الْمَوْتِ فَقالَ لَهُمُ اللَّهُ مُوتُوا ثُمَّ أَحْياهُمْ
ايشان هفتاد هزار خانه بودند و در ميان ايشان هر سال طاعون واقع ميشد و اغنياء چون قوت داشتند بيرون مىرفتند و فقرا چون ضعيف بودند در محل خود ميماندند و طاعون در اغنياء كمتر از فقراء واقع ميشد پس يك سال همه اتفاق كردند كه از ديار خود بيرون روند چون وقت طاعون شد همه بيرون رفتند و در كنار دريا فرود آمدند چون بارهاى خود را بر زمين گذاشتند ندائى از جانب حقتعالى بايشان رسيد كه بميريد پس همه مردند مردم استخوانهاى ايشان را در
حق اليقين ( فارسى ) — صفحة 370 | العلامة المجلسي