تخطي إلى المحتوى الرئيسي

حق اليقين ( فارسى ) — صفحة 315

مساهمون:

ص٣١٥
اكابر شيعه را طلبيد و به همه گفت كه اگر مرگ مرا دريابد امر نيابت و سفارت با ابو القاسم حسين بن روح نوبلى است و از جانب حضرت صاحب مأمور شده‌ام كه او را نايب كنم بعد از من در امور خود به او رجوع كنيد پس جميع شيعه به او رجوع ميكردند و زياده از بيست و يك سال او مشغول سفارت بود و مرجع جميع شيعه بود و به نحوى تقيه ميكرد كه سنيان اكثر او را از خود ميدانستند و نهايت محبت به او داشتند تا آنكه در ماه شعبان سال سيصد و بيست و شش برياض بهشت ارتحال نمود و بامر حضرت صاحب شيخ جليل على بن محمد سمرى را وصى و قائم مقام خود گردانيد و سفارت و نيابت به او تعلق گرفت و سه سال امر نيابت با او بود و در نيمه ماه شعبان سال سيصد و بيست و نه برحمت حق و اصل شد و اين سه سال بتأثير نجوم بود كه اكثر علماء و محدثين شيعه در اين سال بعالم بقاء ارتحال نمودند و ابتداء غيبت كبرى شد و آثار امامت ظاهرا منقطع گرديد و ثقة الاسلام محمد بن يعقوب كلينى و رئيس محدثين على ابن بابويه در اين سال بعالم بقاء ارتحال نمودند و احمد بن ابراهيم گفته است ما با مشايخ شيعه رفتيم به خدمت على بن محمد سمرى چون حاضر شديم او ابتدا گفت خدا رحمت كند على بن الحسين بن بابويه قمى را كه در اين ساعت برحمت الهى و اصل شد پس مشايخ تاريخ آن روز را نوشتند بعد از آن به هفده روز يا هيجده روز خبر رسيد كه على در همان روز و در همان ساعت برحمت خدا رفته بود و حسين پسر على بن بابويه اين خبر را به همان نحو روايت كرده است و ابن بابويه و شيخ طوسى و ديگران روايت كرده‌اند از حسن بن احمد مكتب كه گفت ما در بغداد بوديم در سالى كه سمرى برحمت الهى و اصل شد چند روز قبل از فوتش به خدمت او رفتيم پس فرمانى از حضرت صاحب عليه السّلام بيرون آورد كه مضمونش اين بود بسم اللّه الرحمن الرحيم اى على بن محمد سمرى خدا عظيم گرداند اجر برادران تو را در مصيبت تو تا شش روز ديگر تو از دنيا مفارقت خواهى كرد پس جمع كن كارهاى خود را و كسى را وصى و قائم مقام خود مگردان بعد از وفات خود كه غيبت تامه واقع شد و بعد از اين ظاهر نميشوم از براى احدى مگر بعد از اذن حقتعالى و اين ظاهر شدن بعد از آن خواهد بود كه مدت غيبت به طول انجامد و دلها سنگين شود و زمين مملو شود از ستم و جور و بعد از اين بعضى از شيعيان دعواى مشاهده خواهند كرد هر كه دعوى كند كه مرا ديده است پيش از خروج سفيانى و صداى آسمانى او دروغ‌گو و افتراكننده است و لا حول و لا قوة الا باللّه العلى العظيم حسن گفت كه ما همه نسخهء اين فرمان را نوشتيم و از نزد او بيرون آمديم چون روز ششم شد به خدمت او رفتيم او را در حال احتضار يافتيم كسى به او گفت كه وصى تو بعد از تو كى خواهد بود