تخطي إلى المحتوى الرئيسي

حق اليقين ( فارسى ) — صفحة 288

مساهمون:

ص٢٨٨
هست و خلافت و جلالت حضرت امير متفق عليه است پس اعتقاد بخلافت عثمان و خلافت آنها كه خلافت عثمان متفرع بر خلافت آنها است روا نيست و چرا حضرت امير عليه السّلام در ايذاى عمار و اخراج او آن قدر معارضه و انكار و اصرار مىفرمود و در قتل عثمان و ترك نماز و دفن او كه به اعتقاد ايشان آن حضرت رعيت او بود مداهنه و مساهله مينمودند و در كتاب صراط المستقيم نقل كرده است كه ابن جوزى كه از اكابر علماى عامه است روزى بتقليد حضرت امير گفت سلونى قبل ان تفقدونى يعنى بپرسيد از من هر چه ميخواهيد پيش از آنكه مرا نيابيد پس زنى برخاست و سؤال كرد كه ميگويند سلمان در مداين فوت شد و على عليه السّلام از مدينه كه يك ماه راهست در يك شب آمد و او را تجهيز فرمود و بازگشت گفت چنين روايت كرده‌اند گفت عثمان در مدينه كشته شد و سه روز در مزابل افتاده بود و على در مدينه حاضر بود و بر او نماز نكرد گفت راست است زن گفت پس بر يكى از ايشان خطا لازم مىآيد ابن جوزى گفت اگر بىاذن شوهرت از خانه بيرون آمده‌اى لعنت بر تو باد و اگر باذن او بيرون آمده‌اى لعنت بر او باد زن گفت عايشه باذن حضرت رسول بجنگ على از خانه بيرون رفت يا بىاذن آن حضرت ابن جوزى ملزم و ساكت شد بدان كه بدعتها و قبايح اعمال و اقوال عثمان زياده از آنست كه اين رساله گنجايش ذكر آنها داشته باشد و در كتب مبسوط مذكورند و اكثر آنها را در كتاب بحار الانوار ايراد نموده‌ام و آنچه ايراد شد از براى منصف كافى است و ابن ابى الحديد بعد از آنكه مطاعن عثمان را ذكر كرده است جواب اجمالى از همه گفته است كه ما انكار نميكنيم كه عثمان بدعتهاى بسيار كرد و بسيارى از مسلمانان بر او انكار كردند و ليكن ما ادعا ميكنيم كه اينها بمرتبهء فسق نرسيد و باعث حبط اعمال او نشد و از جمله گناهان صغيره مكفره بودند زيرا كه ما ميدانيم كه او آمرزيده و از اهل بهشت است بسه وجه . وجه اول آنكه او از اهل بدر است و رسول خدا ( ص ) فرمود كه خدا مطلع شد بر اهل بدر پس گفت هر چه خواهيد بكنيد گناهان شما را آمرزيدم و عثمان اگر چه در بدر حاضر نبود اما از براى بيمارى رقيه دختر حضرت رسول در مدينه ماند و رسول خدا ( ص ) ضامن حصهء غنيمت او و اجر او شد . وجه دويم آنكه او از اهل بيعت رضوان بود كه خدا از ايشان راضى بود زيرا كه فرمود
لَقَدْ رَضِيَ اللَّهُ عَنِ الْمُؤْمِنِينَ إِذْ يُبايِعُونَكَ تَحْتَ الشَّجَرَةِ
و او اگر چه در آن بيعت حاضر نبود و ليكن حضرت رسول او را به رسالت بسوى كفار مكه فرستاده بود و اين بيعت از براى آن بود كه ارجوفه مذكور شده بود كه او را كشته‌اند پس آن حضرت در زير درخت نشست و از مردم بيعت بر مرگ گرفت پس