اين موافق مذهب اصحاب ما است پس از اين كلمات شريفهء حضرت امير عليه السّلام موافق آنچه ابن ابى الحديد نيز اعتراف نموده ظاهر شد كه آن حضرت شاد و خوشحال بودند از قتل او همين بس است از براى شقاوت او نقل كردهاند كه در زمان امير تيمور گوركانى علماء ما وراء النهر اتفاق نموده محضرى نوشتند كه بر همه كس واجب است بغض على بن ابى طالب اگر چه به قدر جوى داشته باشد بسبب آنكه فتوى بقتل عثمان داد و امير را بر اين داشتند كه به اين حكم كند و در ممالك خود رواج دهد امير فرمود كه محضر را نزد شيخ زين الدين ابو بكر بردند تا رأى او در اين باب معلوم شود شيخ در پشت آن محضر نوشت كه واى بر عثمانى كه على مرتضى فتوى به خون او دهد امير را نوشتهء او خوش آمد و محضر را باطل و ابتر كرد .
طعن دهم آنكه طغيان و عصيان عثمان به حدى رسيده بود كه اهل مدينه بعد از قتل او تجويز غسل و دفن و نماز بر او نكردند چنان كه مداينى در مقتل عثمان و واقدى و اعثم كوفى و طبرى و ابن عبد البر و ساير علماى ايشان در تواريخ و كتب خود ذكر كردهاند كه بعد از كشتن او سه روز اهل مدينه و اكابر صحابه او را در مزبله انداخته بودند و مردم را از نماز بر او و غسل و دفن او منع ميكردند حتى آنكه مروان و سه نفر ديگر از ملازمانش او را ميبردند كه دفن كنند مردم مطلع شدند و نعشش را سنگباران كردند و بعد از سه روز حضرت امير مردم را از ممانعت دفن او منع كردند پس او را شب برداشتند و بر مقبرهء يهودان دفن كردند و اكثر گفتهاند كه او را بىغسل و كفن دفن كردند و حضرت امير و احدى از صحابهء كبار و مسلمانان در نماز او حاضر نشدند مگر چند نفر از مواليان او و بعد از آنكه معاويه والى شد فرمود ديوارى كه در ميان آن مقبره و مقبرهء مسلمانان بود برداشتند و بامر او مسلمانان اموات خود را در حوالى قبر او دفن كردند تا متصل بمقابر مسلمانان شد و در تاريخ اعثم كه در اين زمان موجود است مذكور است كه حضرت امير فرمود كه عثمان را دفن كردند و حال آنكه سه روز بود كه او را در مزابل انداخته بودند و سگان يك پاى او را بريده بودند پس او را برداشته بر روى تخته درى كوچك گذاشتند كه پايش از آن گذشته بود و سرش بر روى او ميجنبيد و بروايت ديگر بر آن تخته مىخورد و طق طق ميكرد و حكيم بن حزام يا جبير بن مطعم بر او نماز گذارد و معلوم است كه اگر حضرت امير و ساير صحابه او را داخل مسلمانان ميدانستند از نماز او تخلف
نميكردند و سه روز جسد او را مانند كلاب در مزبله نميگذاشتند كه سگ و گربه او را بخورند و هر كه اندك انصافى دارد ميداند كه جمع نميتوان كرد ميان اعتقاد بخلافت حضرت امير ( ع ) و خلافت عثمان و اين واقعه البته متضمن قدح در يكى از ايشان
حق اليقين ( فارسى ) — صفحة 287
مساهمون: العلامة المجلسي
ص٢٨٧