وَحَقِّقْ بِفَضْلِكَ أَمَلِي وَ رَجَائِي
. و محقّق و ثابت و يقين و و اصل گردان به يارى افزونى بخشش ذاتى خود ، مقصود مرا و اميدوارى مرا در طلب حاجات و اعطاى مسئولات كه از درگاه تو توقّع دارم .
امَل و رجا ممكن است يكى متعلّق به دنيا و ديگرى متعلّق به عُقبا باشد ، به اين معنى كه حصول مقاصد دنيوى و اخروى من بكن ؛ زيرا كه حمل كلام بر تأسيس ، اولى است از تأكيد .
يَا خَيْرَ مَنْ انْتَجَعَ لِكَشْفِ الضُّرِّ وَالْمَأْمُولِ
. انتجاع : طلب كردن و رو آوردن .
الضُرّ : بدحالى .
مأمول : اميد و طلب خير .
يعنى : اى بهترينِ همهء كسانى كه طلب كنند و رو آورند به او از براى دفع نمودن بدحالى و گشودن طلب خير و حصول اميد ؛ چه ، ساحت درگاه و فناى بارگاه او از براى دفع بدحالىها و گشايش اميدها مفتوح است . پس به او بايد اميدوار بود نه به غير او .
و در بعضى نسخ دعا بدل انتجع « دُعى » واقع است ، اى : صرتُ مدعواً ؛ يعنى :
اى بهترينِ همهء كسانى كه خوانند او را ، و « المأمول » ، عطف است بر « مَن » كه درياى خير مَن انْتَجَع است يعنى : اى بهترينِ همهء كسانى كه خوانند او را كه اميد داشته شود ،
به اين معنى كه به او اميدوار باشند .
لِكُلِّ عُسْرٍ وَ يُسْرٍ بِكَ أَ نْزَلْتُ حاجَتِي
. يعنى : از براى هر شدّت و صعوبتى و دشوارى و از براى حصول هر آسانى ، به درگاه تو فرستادهام و فرود آوردهام و اندوختهام مراد خود را .
فقرهء شريفه ، متضمّن توكّل است و طلب فتح و نصرت و استعانت از درگاه او - جلّ شأنه - ، و مىتواند بود كه
« لِكُلّ عُسرٍ ويُسرٍ »
، متعلّق به مأمول باشد ؛ يعنى : از براى دفع هر دشوارى و حصول هر آسانى ، فرود آوردم حاجت خود را و يقين دارم كه با كَرَم ذاتى ، قضاى حوائج من خواهى فرمود .