تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ميراث حديث شيعه — صفحة 122

مساهمون:

ص١٢٢

حق معرفتك لا احصي ثناء عليك أنت كما أثنيت على نفسك » ( 1 ) و بايد كه هيچ دشمنى را قوىتر از نفس امّاره نداند كه « أعدا عدوك نفسك التي بين جنبيك » ( 2 ) . امّا اطلّاع بر مقابح نفس ، تعذّرى تمام دارد ؛ زيرا كه هر كس نفس خود را دوست مىدارد و حضرت رسول صلى الله عليه و آله فرموده : « حبّك للشيء يعمي و يصم » ( 3 ) و نيز فرموده : « اللهم الهمنى رشدي و أعذني من شر نفسي و لا تكلني الى نفسي طرفة عين ابدا » ( 4 ) .

[ دليل اثبات صانع و صفاتى كه او را سزد و شايد ، و منزّه بودن از آنچه او را نسزد و نشايد ]

و باز رجوع كه به نفس خود كنى ، مىيابى كه غيرِ چشم و گوش و دست و دل و زبان و اعضاى ظاهرى و باطنى ، چيز ديگر دارى كه اگر از جميع اعضا غافل باشى ، از آن غافل نتوانى بود كه جمعى آن را « نفس ناطقه » نامند و نمىدانند كه گرم است يا سرد ، زرد است يا سرخ ، كوچك است يا بزرگ ، و به هيچ وجه ، پى به صفات آن نمىبرند و از او به غير آن كه آمر و ناهى و مُدَّبِر است ، چيزى نمىدانند . پس نسبت به جميع عالم موجودى تعقّل كنند ، وراى موجودات مأنوسه كه البته بايد باشد ، و هرگز نباشد كه نتواند بود و همهء موجودات را از كَتمِ عدم به ساحت نور وجود او آورده و كُنهش معلوم نتواند بود ، و او را به صفات و خلق و ايجاد و آمر و ناهى بودن شناسند و « من عرف نفسه فقد عرف ربه » ، مُنبِّه اين مىتواند بود و تفضيل همهء منافع و قُوا و تطبيق عالم انسان كه به ظاهر عالم صغير و به باطن عالم كبير ، بلكه اكبر از آن است ، در اين مختصر ، خوفاً من الاطاله ، بيان نتوان نمود . لهذا به همين قدر اكتفا نمود . پس فقرات كثيرة الثمرات شريفه ، فتح باب رجا و خوف و اقتدا و شكر است ، دالّ بر اين كه رويهء ادّله به نمودن او - جلّ شأنه ولا إله غيره - است .
هامش
( 1 ) . التوحيد ، الصدوق ، ص 114 ؛ عوالى اللئالى ، ج 4 ، ص 132 ؛ بحار الأنوار ، ج 68 ، ص 23 .
( 2 ) . عدة الداعي ، ص 295 ؛ عوالى اللئالى ، ج 4 ، ص 118 ؛ بحار الأنوار ، ج 67 ، ص 36 ؛ فيض القدير ، ج 5 ، ص 456 ؛ مجمع البحرين ، ج 1 ، ص 419 .
( 3 ) . المجازات النبوية ، ص 175 .
( 4 ) . سنن الترمذى ، ج 5 ، ص 182 ؛ المعجم الكبير ، ج 18 ، ص 174 ؛ كنز العمّال ، ج 2 ، ص 194 .