تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ و شجره سادات چالدران ( قراعينى ) ( فارسى ) — صفحة 68

مساهمون:

ص٦٨
سيميتقو دهند ؟ و اين خيانت و جنايت بزرگ توسّط عدّه‌اى وطن‌فروش و بىريشه ، شكل گرفت و حاكم خوى ( مكرم الدولة ) دستور داد آنها را براى محاكمه به تبريز انتقال دهند ولى در واقع به اسماعيل سيميتقو قول داده بود كه ، روباه صفتان اين شهر ، شيرمردان را با غُل و زنجير به خدمت شما خواهند فرستاد . و اين چه نوع معامله‌اى بود چقدر سرمايه گذارى شده بود ، و چه افرادى در اين معامله شريك بودند و چرا اين كار را انجام دادند ؟ همه را بايد به خدا واگذاشت ، زيرا چنين پرونده‌هاى دلخراش در طول تاريخ از اين مرز و بوم ، به ويژه از اين منطقه كمتر مشاهده مىشدكه عدّه‌اى به عنوان ميهمان ، عزيزترين و دلسوزترين افراد جامعهء خود را به دست دشمن خون آشامى مانند سيميتقو تحويل دهند . به هر حال همه پرونده‌ها نزد خدا محفوظ است و روزى صاحبان حق ، شكايت خود را به پيشگاه الهى عرضه داشته و خيانت كاران را در قعر جهنّم خواهند ديد كه با اربابانشان دربدترين عذاب دست‌و پا مىزنند .

شجاعت و تيزهوشى ميرهدايت

در شبى از شبهاى ماه رمضان المبارك ، بيست و پنج نفر مأمور به فرماندهى فردى به نام ( ناصر ) اين عزيزان را حركت مىدهند و مىگويند از راه ( ارونق و انزاب ) به تبريز مىرويم در حالى كه