جنايتهاى مزدوران سرسپرده و خود فروختگان پَست و ذَليل كه به چند لقمهء غذا و . . . جان و ناموس عدّهاى را به خطر ميانداختند ، قيام كند و از هجوم آنان جلوگيرى نمايد .
سادات چالدران دادرسان منطقه
جناب ميراسدالله در اثر محبوبيت و مقبوليت و نفوذ كلامى كه در منطقه داشت توانست انسان هاى بيدار و آگاه را رهبرى كند و از اين همه ظلم و تجاوز جلوگيرى نمايد
ايشان سپاه قدرتمندى را در مدّت كوتاه به كار گرفت و با امكانات مالى كه داشت همه را مسلّح و مجهّز ساخت و آنها را به فرماندهى برادرش جناب ميرابوطالب و فرزندانش ميرآقا ، ميرلطيف و ميرهدايت ، براى مبارزه با كردها به مناطق جنگى فرستاد .
اين نيروها با فرماندهى سادات جان بركف و شجاع و غيرتمند در همه جا ، دشمن را تار و مار كردند و تمام مناطق را از دست اشرار آزاد نمودند و به داد مردم ستم ديده ، آواره و بيچاره شتافتند و چون اين شرارت از ناحيهء سران منطقه مساعدت مىشد گَه گاهى در بعضى از جاها جنايتهايى را انجام مىدادند
ولى از ترس سپاه سادات چالدران جرئت نداشتند به مناطقى كه تحت سرپرستى آنها است نزديك شوند . پس از قيام ستار خان سردار ملّى در تبريز اقبالالسّطنه ( سردار ماكو ) به