مرحوم يكى ازان هاست . گاهى مى فرمود من درادبيات استاد حضرت ايت الله العظمى خويى ( قدس سره ) بودم ، و ايشان از استعداد خاصى برخوردار بود ، و . . . خداوند همه خادمان دين را مشمول عنايات و رحمت خود سازد .
دوران محمد شاه قاجار
وقتى كهايشان بر تخت پادشاهى نشستند جامعهء ايران وضع خاصّى پيدا كرده بود و مردم به تدريج از تحمّل سياستها و برنامههاى حكومتى چندان راضى نبودند و مسئلهء مخالفت محمدشاه با مشروطه و . . . آتش انقلاب و درگيرىها و . . . كشور را فرا گرفت ، كُردها كه غالباً مرزنشين و در اطراف دوردست زندگى مىكردند با خيانت عدّهاى از بردگان هوا و هوس و دنياپرست به چپاول ، غارت و كشتن انسانها ى بىگناه پرداختند
اقبالُ السّلطنه ( سردارماكو ) اين جريان زشت و نادرست را رهبرى مىكرد تا اين كه قدرت نمائى كند و دل آشفتهء خود را از پيشرفت سادات ، آرام سازد .
و لذا برطبق نقل تاريخ و بينندگانى كه سينه به سينهء اين مطالب را به نسلهاى بعدى انتقال دادهاند كشتار ، غارت و خيانت در روستاهاى مناطق چالدران ، سكمن آباد ، چاى پاره و . . . به قدرى افزايش يافت كه شنيدن آن ، هر شنوندهاى را آزرده خاطر مىساخت . چون همه نگران خود و آيندهء فرزندان ، منطقه ، و كشور بودند و هيچكس نمىتوانست در برابر ستمكارى و