دوران مظفّرالدّين شاه
وقتى كهايشان تاج پادشاهى را بر سر گذاشت و بر صندلى قدرت نشست به تدريج نغمههاى آزادىخواهى از مركز و ديگر شهرها به گوش مىرسيد ، شخصى به نام ( اقبالُ السَّلطَنِه ) كه به سردار ماكو شهرت داشت بر تمام مناطق ماكو و حومه حكومت مىكرد ، وقتى كه مىديد سادات سيهچشمه ( چالدران ) در اثر رفتار نيك وبرخوردهاى محترمانه و ايجاد روابط بسيار نزديك با مردم ، محبوب دلها شده و با سادات منطقهء ( قرهقوش ) سكمن آباد به خاطر وصلت و ازدواج صميميت پيدا كردهاند ودراين صورت يك پايگاه خطرساز براى حاكميت سردار ماكو خواهند بود .
چون اين بزرگواران در اثر خوش رفتارى و بزرگوارى و خدمت به مردم و . . . در تمام مناطق چالدران ، سكمن آباد ، چاى پاره ، آواجيق و . . . كه همه آنها زير سلطه سردار ماكو بودند جايگاه ويژهاى پيدا كرده و مورد احترام و تكريم همگان واقع شدند و اين موضوع سردار ماكو را نگران مىساخت تا اين كه به تدريج با سادات ، تغيير روش داد و آنها را گاهى زير فشار مسائل اقتصادى مىگذاشت و . . .
جناب ميراسدالله همراه با پنج نفر از فرزندانش و نيز برادرانش آقايان : ميرابوطالب ، ميرهاشم و ميركريم به شهرستان خوى نقل مكان كرده و به كارهاى تجارى و زراعى مشغول شدند .